امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٣٦ - بيعت به عثمان بن عفان
اين خبر را تنها بخارى و ابن سعد نقل كردهاند و بخارى الفاظ زياده در اين خبر را كه روز شورى عبدالرحمن به اميرالمؤمنين عليه السلام و عثمان چنين پيشنهاد كرده باشد و آن حضرت راضى شده و پس از بيعت او با عثمان، اميرالمؤمنين عليه السلام نيز بيعت كرده باشند، تنها در يك مورد از اين چند موردى كه ذكر شد آورده است و اين زياده را واقعيتها تكذيب مىكند. همچنين اين خبر را بخارى از عمرو بن ميمون نقل كرده است و حال آنكه در خبر عمرو بن ميمون و خبر ديگران كه با چندين سند طبرى و ابن شبه نقل كردهاند واقعيت بر خلاف آنى است كه بخارى در اين خبر وانمود كرده است كه در ذيل به چند نمونه اشاره مىكنيم:
١. طبرى و ابن شبه با اسانيد ذيل چنين روايت كردهاند:
١. قال ابن شبة حدثنا محمد قال حدثنا موسى بن عقبة قال حدثنا نافع أن عبد الله بن عمر أخبره: ٢. طبري: حدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد عن وكيع عن الاعمش عن إبراهيم (النخعي) ٣. ومحمد بن عبدالله الانصاري عن ابن أبي عروبة عن قتادة عن شهر بن حوشب ٤. وأبي مخنف عن يوسف بن يزيد عن ابن عباس بن سهل ٥. ومبارك بن فضالة عن عبيدالله ابن عمر ٦. ويونس بن أبي إسحاق عن عمرو بن ميمون الاودي: ... عباس به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: در امر شورى داخل مشو. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: از اختلاف بدم مىآيد. عباس گفت: پس چيزى را خواهى ديد كه از آن كراهت دارى ... عمر گفت: اگر پنج نفر به يك نفر راضى شدند و يك نفر مخالفت نمود گردنش را بزنيد و اگر چهار نفر به كسى اتفاق كردند و دو نفر مخالفت نمودند گردن آن دو را بزنيد و اگر به دو گروه سه نفره جدا شدند عبدالله بن عمر را حَكَم قرار دهيد و هر كدام از آن دو گروه را اختيار كرد از بين خود يك نفر را اختيار خواهند كرد و اگر به حكم عبدالله راضى نشدند پس همراه گروهى باشيد كه عبدالرحمن بن عوف در آن است و گردن بقيه را بزنيد در صورتى كه از آنچه مردم بر آن اجتماع كردند روى گردانند. از نزد عمر بن خطاب خارج شدند، اميرالمؤمنين عليه السلام به همراهان خود از بنى هاشم گفت: امر خلافت به شما