امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦١٧ - آرزوى اميرالمؤمنين عليه السلام بر داشتن عمل عمر بن خطاب
صاحبت قرار دهد؛ زيرا من فراوان از پيامبر صلى الله عليه و آله مىشنيدم كه مىفرمودند: همراه ابوبكر و عمر بودم، با ابوبكر و عمر چنين و چنان كارى كرديم، همراه ابوبكر و عمر رفتيم (من و ابوبكر و عمر رفتيم، من و ابوبكر و عمر داخل شديم، من و ابوبكر و عمر خارج شديم). من اميدوار بودم كه خداوند تو را همراه دو صاحبت قرار دهد. ابن عباس مىگويد: و نگاه كردم ديدم كه آن شخص على بن ابىطالب است.
بايد توجه داشته باشيم كه، اولا: اين خبر تنها از ابن ابىمليكه روايت شده و كسى غير از او اين خبر را نقل نكرده است، و ثانياً: چنانكه متن خبر را ملاحظه كرديد در آن اضطراب واضح است كه، اين خود نيز يكى از نشانهاى بىاساسى خبر است، و ثالثاً: اين خبر را اخبار گوناگون و فراوان تكذيب مىكند كه با برخى از آنها پس از اشاره به اضطراب متن خبر، آشنا خواهيم شد. اين خبر با اضطراب و تناقضات زير وارد شده:
١. مردى به من مزاحمت ايجاد كرد و دست به كتف من گذاشت، پس نگاه كردم و ديدم كه او على است، پس او براى عمر طلب بخشش نمود و سپس آن سخنان را گفت.
١. وقتى عمر از دنيا رفت من نزد تختش بودم، پس مردى آمد و بر من مزاحمت ايجاد كرد ناگهان ديدم كه او على است، پس خودم را به خاطر او به عقب كشيدم و او به جسد نزديك شد و سپس اين سخنان را گفت ....[١]
١. على آمد و گفت: من گمان مىكردم كه خداوند تو را همراه دو صاحبت قرار دهد.[٢] (حاكم و ذهبى به شرط شيخين اين عبارت را صحيح دانستهاند).
١. مردى پيدا شد و ... تمام سخنان فوق را گفت و نگاه كردم و ديدم كه او على است. (حالا كدام يك از اين چهار سخن متناقض صحيح و درست است).
٢. دوست دارم خداوند را با مثل عمل او ملاقات كند.
[١] . تاريخ بغداد، ج ٩، ص ١٨٤؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٤، ص ٤٥٥.
[٢] . المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٧١، ح ٤٤٢٧.