امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦١١ - ابوبكر سيد صحابه و يا ابوسفيان
بر آن چه ذكر شد، به برخى اخبار ديگر در بيان باطل بودن اين ادعا و امثال آن اشاره مىكنيم:
١. بنابر عقيده ابوبكر، سيد قريش، كه شامل مهاجرين و ابوبكر نيز مىشود، ابوسفيان بود، پس چگونه ابوبكر سيد صحابه شد:
أن أبا سفيان مر على سلمان وبلال وصهيب في نفر فقالوا: ما أخذت سيوف الله من عنق عدو الله مأخذها. فقال أبوبكر: تقولون هذا لشيخ قريش وسيدها! ثم أتى النبي صلى الله عليه و آله فأخبره فقال: يا أبابكر! لعلك أغضبتهم لئن كنت أغضبتهم لقد أغضبت ربك. فأتاهم أبوبكر فقال: يا إخوتاه أغضبتكم؟ قالوا: لا يا أبا بكر يغفر الله لك؛[١] ابوسفيان پدر معاويه از نزد سلمان، بلال و صهيب عبور كرد و آنها گفتند: شمشير خدا تا به حال گردن اين دشمن خدا (ابوسفيان) را نگرفت. ابوبكر (كه در آنجا بود)، گفت: در مورد شيخ و سرور قريش چنين مىگوييد! سپس به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و داستان را به آن حضرت خبر داد و حضرت به ابوبكر فرمودند: اى ابوبكر! شايد تو آنها را غضبناك كرده باشى، اگر آنها را به غضب آورده باشى قطعاً خداوند متعال را به غضب آوردى ....
اولا: توجه كنيدكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اخبار فراوان چنانكه در اين نوشتار نيز اشاره شد وقتى صحابه از اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت و يا بدگويى مىكردند بر آنها غضب نموده و مىفرمودند: در باره على چنين نگوييد همانا او ولى و رهبر شما پس از من است، ولى در اين خبر مىبينيد كه حضرت ابوبكر را برحذر مىدارند كه مبادا اين دسته از صحابه را به غضب آورده باشد كه در اين صورت قطعا خداوند متعال را به غضب آورده است. چقدر بين اين دو برخورد فاصله است. ثانيا: وقتى معرفت ابوبكر همين مقدار است كه ابوسفيان را نه اينكه نشناخته است، بلكه او را سرور مهاجرين و حتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىداند، چگونه ممكن است چنين فردى محبوبترين مردم نزد
[١] . صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب من فضائل سلمان وصهيب وبلال، ج ٤، ص ١٩٤٧، ح ٢٥٠٧، مسند احمد؛ ج ٥، ص ٦٤، ح ٢٠٦٥٩؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ٧٥، ح ٨٢٧٧.