امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٩١ - ابوهريره، اسلام و اهل بيت
پس بنابر اين سخن، تمام صحابه و تابعين و علماى اهل سنت مانند ابوحنيفه و ... كه نظرات آنها را در باره ابوهريره و رواياتش ذكر كرديم، اهل بدعت بودهاند. همچنين وهابىها كه با اين سخن خود، همين افراد مانند شعبه، اعمش، ابراهيم نخعى و اصحابش مانند مسروق و ... را كه ابوهريره را مدلس خوانده و احاديث او را جز در باره بهشت و جهنم قبول نداشتهاند، اهل بدعت خواندهاند، دين خود را از همين افراد اخذ مىكنند؛ زيرا احاديث اين افراد در كتب سته به خصوص در صحيحين پر است و تنها بخارى و مسلم هر كدام از شعبه بن حجاج كه ابوهريره را مدلس خوانده است، حدود ٨٠٠ حديث روايت كردهاند، چه رسد بر امالمؤمنين عائشه و اميرالمؤمنين عليه السلام و .... همچنين توجه داشته باشيم همين شعبه كه ابوهريره را مدلس خوانده خود تدليس را بدتر از زنا و برادر كذب معرفى كرده است. گرچه در باره سخنان اين محدثين و صحابه و تابعين در باره ابوهريره توجيهاتى را وهابىها ذكر كرده و خود و مردم را فريب دهند، ولى اين واقعيت با آن توجيهات تغيير نخواهد كرد. گرچه ما در نوشتار آنها نديديم كه اين نظرات را ذكر كرده و در باره آن نظر داده باشند؛ زيرا سعيشان بر اين استكه اين واقعيتها را از مردم پنهان داشته و اتهام را تنها متوجه نظام، اسكافى و ابن ابىالحديد كنند تا خواننده گمان كند كه مطالب ديگرى در باره ابوهريره در كتب اسلامى وارد نشده است! و حال آنكه اين سه، تنها نظرات ديگران را در كتابهاى خود نقل كردهاند نه اينكه نظرات شخصى خود را مطرح كرده باشند. اگر حاميان ابوهريره واقعا معتقدند كه ابوهريره چنين جايگاه بزرگى دارد، پس چرا نظرات صحابه و تابعين و محدثان برزگشان را در باره ابوهريره، ذكر و بازگو نموده و معناى آن را براى مسلمين و خوانندگان كتبشان تشريح نمىكنند!؟
سپس اين نوسنده وهابى مىگويد:
كتابهاى رجال شيعه همچون الفهرست و رجال الطوسى و رجال النجاشى اثر شيخ نجاشى و رجال الكشى كه طوسى آن را مرتب كرده و آن را «اختيار معرفة الرجال»