امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٥٥ - منقبت ابوهريره
نَسِيتُ شَيْئًا بَعْدُ؛[١] رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: پيراهنت را پهن كن و من پهن كردم و حضرت تمام روز براى من حديث گفت سپس بر پيراهنم آب دهان انداخت، سپس من پيراهنم را به شكمم جمع كردم و گرفتم و پس از آن چيزى را فراموش نكردم. سند اين حديث حسن است.
در حديث ديگر ابوهريره مىگويد:
٨. سعيد بن أبىهند عن أبى هريرة أن رسول الله صلى الله عليه و آله قال: ألا تسألنى من هذه الغنائم التى يسألنى أصحابك؟ فقلت: أسألك أن تعلمنى مما علمك الله قال: فنزعت نمرة على ظهرى فبسطتها بينى وبينه حتى كأنى أنظر إلى القمل يدب عليها فحدثنى حتى إذا استوعبت حديثه قال: اجمعها فصرها إليك فأصبحت لا أسقط حرفا مما حدثني؛[٢] پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: آيا تو نيز مانند اصحابت از من اين غنائم را درخواست نمىكنى؟ گفتم: از شما علمى را كه خداوند براى شما تعليم داده است درخواست مىكنم. پس پارچهاى را كه بر پشتم بود بين خود و آن حضرت پهن كردم تا جايى كه گويا مىديدم شپشها بر روى آن مىخزيدند. پس حضرت بر من حديث بازگو فرمود و چون تمام حديثش را شنيدم و فراگرفتم فرمود: پارچه را جمع كن و آن را گره بزن. پس من صبح كردم در حالى كه يك حرف از حديثى را كه حضرت به من بازگو نمود جا نگذاشته بودم. سند اين حديث نيز صحيح است.
اين حديث به يك نوع ديگر نيز نقل شده است:
عن قيس المدنى أن رجلًا جاء زيد بن ثابت فسأل عن شيء، فقال له زيد:
[١] . طبقات الكبرى ابن سعد، ج ٢، ص ٣٦٢؛ معجم الكبير طبرانى، ج ١٩، ص ١٣٨، ح ٣٢٧؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٦٧، ص ٣٣٢ با سه سند؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٩، ص ٣٦٢.
[٢] . حلية الاوليا ابونعيم، ج ١، ص ٣٨١.