امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤١٣ - ابوهريره و نسبت اخبار يهود به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
مىگويد: برگرديد (براى استراحت) فردا براى ادامه آن برمىگرديد. روز بعد با قدرت بيشتر از اين، براى كندن اين سد برمىگردند تا اينكه زمان برگزيدن آنها به سوى مردم از جانب خداوند متعال فرا مىرسد وآنها به سوى مردم خارج مىشوند، پس آبها را خشك مىكنند و مردم در قصرهاى خود مخفى مىشوند. يأجوج ومأجوج به طرف آسمان تير مىاندازند و آن تيرها برمىگردد به گونهاى كه گويا خونين شده باشد، پس مىگويند: بر اهل زمين پيروز شديم و بر اهل آسمان برترى پيدا كردم. پس خداوند متعال به سوى آنها كِرمى را از پشت گردنشان مىفرستد وآنها را به وسيله آن به قتل مىرساند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: قسم به ذاتى كه جان محمد صلى الله عليه و آله در اختيار قدرت اوست، همانا جنبندگان زمين با خوردن گوشت وخون يأجوج ومأجوج چاق مىشوند و به اين جهت خداوند متعال را سپاس مىگويند.
ترمذى، حاكم، ذهبى، بوصيرى، البانى و شعيب ارنؤوط سند اين خبر را صحيح دانستهاند.
ابن كثير بعد از نقل خبر فوق مىگويد: «لعل أباهريرة تلقاه من كعب فإنه كان كثيرا ما يجالسه ويحدثه فحدث به أبوهريرة فتوهم بعض الرواة عنه أنه مرفوع فرفعه ...؛[١] شايد ابوهريره آن را از كعب الاحبار گرفته است؛ زيرا او بسيار با كعب مىنشست وكعب به او اخبار نقل مىكرد وابوهريره نيز اينجا سخن او را نقل كرده، ولى برخى راويان گمان كردهاند كه مرفوع است و آن را به رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت دادهاند.»
ابن كثير خواسته ابوهريره را تبرئه كند، حال آنكه اين ابوهريره بوده است كه كعب الاحبار را امام وپيشواى خود اتخاذ كرده و سخنان او را در رديف احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار مىداده و اين بزرگترين جرح و عيب ابوهريره خواهد بود، لذا توهم از راوى نيست، بلكه از خود ابوهريره است؛ زيرا چنين اخبار از ابوهريره فراوان رسيده است و او از جانب صحابه و تابعين مورد اتهام قرار
[١] . تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ١١١.