امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٥٠ - جز ابوبكر همه مرا تكذيب كردند، و تناقض ديگر بخارى
در اين خبر چنانكه ملاحظه مىكنيد داستان مذكور را عمر بن خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بازگو كرده است.
اين عبد الله را مىتوان گفت كه با گواهى ذهبى همين ابن صالح است. علاوه بر او اين سند ضعفهاى ديگر نيز دارد:
اما سليمان: او كسى بود كه اگر كسى حديث وضع كند و به او بدهد متوجه آن نمىشد. ابوداود گفته است: او اهل خطا است. ذهبى با سند صحيح حديثى از او روايت كرده و گفته است: با صحيح بودن سندش حديث منكر است و در قلب بر صحت آن شك است.[١] عقيلى او را در ضعفائش وارد كرده است.[٢] او نيز اهل شام است.
اما موسى بن هارون: ابن حبان مىگويد: گاه خطا مىكرد.[٣]
اما وليد: ابومسهر مىگويد: الوليد مدلس ربما دلس عن الكذابين؛[٤] وليد مدلس است و گاهى هم از كذابين تدليس كرده است.
ابن حجر مىگويد: وثاقتش مورد اتفاق است، ولى فراوانى تدليس او را بر او عيب گرفتهاند. دارقطنى گفته است: وليد احاديثى را كه از اوزاعى از شيوخ ضعفاى اوزاعى نزدش بود، آن را با حذف ضعفاء از شيوغ ثقه اوزاعى روايت مىكرد. ابوداود گفته است: وليد از مالك ده حديث روايت كرده كه هيچ اصلى ندارد.[٥] ذهبى نمونههايى ذكر مىكند كه او به راحتى از افراد زيادى مثل اوزاعى، ابن جريج و يحيى با تدليس حديث روايت مىكرده است. او نيز اهل شام است.
[١] . ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ٢١٣، رقم ٣٤٨٧.
[٢] . الضعفاء الكبير، ج ٢، ص ١٢٨، رقم ٦١٨.
[٣] . تهپيب التهذيب ١٠٣٣٥، رقم ٦٦٨.
[٤] . ميزان الاعتدال، ج ٤، ص ٣٤٧، رقم ٩٤٠٥.
[٥] . مقدمة فتح البارى ص ٤٥٠