امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣١١ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
خلافت نشاند). عبدالرحمن گفت: هر وقت خواستى شمشيرت را بگير و من نيز شمشيرم را مىگيرم، همانا عثمان با عهدى كه به من داده بود مخالفت نمود. رجال اين سند همه ثقهاند، جز واقدى كه مورد خلاف است و مىتوان به صحت اين سند حكم نمود؛ زيرا شواهد فراوان دارد.
٨. عبد الله بن خراش الكعبي قال: وجدت أباذر بالربذة في مظلة شعرٍ فقال: ما زال بي الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر حتى لم يترك الحق لي صديقاً .... وشيع عليّ أباذر فأراد مروان منعه منه، فضرب عليّ بسوطه بين أذني راحلته، وجرى بين عليّ وعثمان في ذلك كلام حتى قال عثمان: ما أنت بأفضل عندي منه، وتغالطا، فأنكر الناس قول عثمان ودخلوا بينهما حتى اصطلحا؛[١] ابن خراش مىگويد: ابوذر را در ربذه يافتم، پس او گفت: پيوسته امر به معروف و نهى از منكر نمودم و گفتن سخن حق براى من دوستى باقى نگذاشت ... على ابوذر را (هنگام تبعيدش) بدرغه نمود و مروان خواست على را از اين عمل منع كند، على به گوش مركب مروان زد (و مروان را از خود راند). به اين جهت بين عثمان و على كلام رد و بدل شد و عثمان به على گفت: تو نزد من برتر از مروان نيستى، پس بين آنها سخن به تندى كشيده شد و مردم سخن عثمان را مذمت و انكار نمودند و بين آن دو صلح كردند. رجال اين سند همه ثقه و از رجال صحاح سته هستند جز شيخ بلاذرى بكر بن هيثم كه ما او را نشناختيم.
٩. عن قتادة قال: تكلم أبوذر بشيْ كرهه عثمان فكذبه فقال: ما ظننت أن أحداً يكذبني بعد قول رسول الله صلى الله عليه و آله: ما أقلَّت الغبراء ولا أطبقت الخضراء على ذي لهجةٍ أصدق من أبي ذر، ثم سيره إلى الربذة، فكان أبوذر يقول: ما ترك الحق
[١] . همان، ج ٢، ص ٢٧٨.