امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣١٠ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
سوم ابوذر را به ربذه تبعيد كرد[١] و او همانجا در غربت وتنهايى چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر داده بودند از دنيا رفت و در اين خبر كه از ابن مسعود است مىگويد: زمانه گذشت و ابوذر را عثمان به ربذه تبعيد نمود و او در تنهايى از دنيا رفت ....[٢] حاكم سند اين خبر را صحيح دانسته و ذهبى آنرا منقطع دانسته است، حال آنكه در شرح حال محمد بن كعب قرظى در تهذيب تصريح شده كه او از ابن مسعود حديث شنيده است. ابن شبه با سند مرسل صحيح از زيد بن اسلم نقل كرده است كه چون خليفه سوم ابوذر را از شام احضار نمود، ابوذر به خليفه گفت: شنيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: چه حال خواهى داشت زمانى كه تبعيد مىشوى. و من شروع كردم به گريه كردن ....[٣] ابن حبان مىگويد: عثمان ابوذر را به ربذه فرستاد.[٤]
٦. يزيد بن شريك مىگويد: به ابوذر گفتم: چه چيز تو را به ربذه آورد؟ گفت: نصيحتم به عثمان و معاويه.[٥] سند اين خبر رجالش همه ثقهاند، جز واقدى و خبر او در چنين مقام قطعاً صحيح است؛ زيرا شواهد فراوان دارد وواقعيتها نيز آن را تأييد مىكند.
٧. عن سعد قال: لما توفي أبوذر بالزبدة تذاكر علي وعبد الرحمن بن عوف فعل عثمان فقال علي: هذا عملك. فقال عبد الرحمن: إذا شئت فخذ سيفك وآخذ سيفي إنه قد خالف ما أعطاني؛[٦] چون ابوذر در ربذه از دنيا رفت على و عبدالرحمن بن عوف در مورد فعل عثمان صحبت كردند و على گفت: اين عمل توست (زيرا عبدالرحمن عثمان را به كرسى
[١] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ١٠٣٤؛ انساب الاشراف، ج ٢ لإ ص ٢٧٧.
[٢] . سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٧٧، شرح حال ابوذر؛ مغازى واقدى، ج ١، ص ٤٠٢؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٥٢، ح ٤٣٧٣.
[٣] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ١٠٤٠.
[٤] . الثقات ابن حبان، ج ٣، ص ٥٦.
[٥] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ٢، ص ٢٧٨.
[٦] . همان، ج ٦، ص ١٧١.