امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٠٦ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
گفت: اگر بار دوم خواستند مرا از مدينه اخراج كنند شمشيرم را به دست مىگيرم وتا مرگ مىجنگم. حضرت او را آرام كردند و فرمودند: دوست دارى كه راه بهتر از اين را برايت نشان دهم، گفت: آرى، پدر و مادرم به فدايت. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: به هر كجا تو را تبعيد و اخراج كردند به همانجا برو تا اينكه مرا ملاقات كنى.[١] سند اين خبر صحيح است گرچه شعيب ارنؤوط و البانى اين حديث را به خاطر شهر بن حوشب تضعيف كردهاند؛ زيرا اولا: احمد، ابن معين، عجلى، بخارى، يعقوب بن شيبه، ابن عون و ابوزرعه او را توثيق كردهاند و احمد او را مدح مىكرده و گفته است: شهر از اسماء احاديث خوب روايت كرده است.[٢] و اين خبر را شهر از اسماء به صورت سماع روايت كرده است و هيثمى در خيلى موارد مىگويد: او حسن الحديث است. ثانياً: طبرانى اين خبر را با سند ديگر از ابوعلقمه شيبانى روايت كرده است و عبدالرزاق اين خبر را با سند صحيح از طاووس، ولى در آن طاووس مرسل نقل كرده است و از ابوذر شنيده يا نه بيان نكرده است، ابن عساكر نيز با سند ديگر از ابوالاسود با دو سند روايت كرده است و شهر بن حوشب در روايت اول اين خبر را از عبدالرحمن بن غنم نقل كرده است و تمام اين افراد خبر را از ابوذر شنيدهاند، پس خبر شهر به تنهايى صحيح است چه رسد بر اين كه آن اين همه شواهد دارد.
٢. ودخل عليه وهو يقسم وعبدالرحمن بن عوف بين يديه وعنده كعب فأقبل عثمان على كعب فقال: يا أبا إسحاق ما تقول فيمن جمع هذا المال فكان يتصدق منه ويصل الرحم؟ قال كعب: إنى لارجوله. فغضب ورفع عليه العصا وقال: و ما تدرى يا ابن اليهودية ليودن صاحب هذا المال لو كان عقارب فى الدنيا تلسع السويداء من قلبه؛[٣]
[١] . مسند احمد، ج ٥، ص ١٤٤، ح ٢١٣٢٩، وج ٦، ص ٤٥٧، ح ٢٧٦٢٩؛ مصنف عبدالرزاق، ج ٢، ص ٣٨١، ح ٢٧٨٣؛ مسند شاميين، ج ٤، ص ٥٦؛ تاريخ ابن عساكر، ج ١، ص ١٤٨؛
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ٤، ص ٣٢٥، رقم ٦٣٥.
[٣] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ١٠٣٧؛ حلية الاولياء، ج ١، ص ١٦٠؛ سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٦٧.