امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٧٠ - حديث ديگر زهرى در علم خليفه دوم
صحابه از بر خلاف اسلام بودن آن خبر داده واحكام اسلام را به او بيان كردهاند. و چنين داستانها و راهنمايى عمر بن خطاب و سؤال او از احكام از صحابگان فراوان حتى از مانند ابن عباس كه خيلى فاصلهاى سنى با خليفه دارد، در تاريخ ثبت شده و ثابت است.
١٠. عمر بن خطاب گفت: سه چيز است كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را براى ما بيان كرده بود، براى من بهتر از دنيا و ما فيها بود: مسأله خلافت، كلاله و ربا.[١] حاكم و ذهبى به شرط شيخين سند اين خبر را صحيح دانستهاند.
١١. عمر بن خطاب در نماز هيچ سورهاى نخواند، به او گفتند: چيزى نخواندى، گفت: ركوع و سجده چگونه بود؟ گفتند: خوب بود. گفت: پس مشكلى ندارد.[٢]
١٢. اين عمل از خليفه دوم چندين مرتبه سر زده است. در داستان ديگرى مىگويند: خليفه دوم در ركعت اول سوره نخواند و در ركعت دوم فاتحه را دو بار خواند وسجده سهو انجام داد. ابن حجر پس از صحيح خواندن اين خبر مىگويد: گويا اين مذهب عمر بود.[٣] اين تنها برخى نمونه در مورد علم خليفه دوم است كه حديث ساخته و بافتهاى زهرى را نقض و انكار مىكند و به بىاساس بودن آن شهادت مىدهد. البته بايد دقت داشته باشيم كه در تاريخ كسى از صحابه را پيدا نمىكنيد كه مانند عمر بن خطاب در احكام خطاهاى فراوان داشته باشد كه حكايت از علم نداشتن وى نسبت آن احكام را داشته و فراوان صحابه او را از فتواهاى غير صحيحش با تذكر و يادآورى آيات و روايت منصرف مىكردند، ولى با اين حال احاديث فراوان در علم و فضل او ساخته و بافتهاند كه سيره عملى خليفه به بىاساسى آنها به روشنى گواهى مىدهد و تا حدى در اين مورد افراط كردهاند كه با سند صحيح به ابن مسعود نسبت دادهاند كه گويا گفته است:
[١] . مصنف بن ابىشيبه، ج ٤، ص ٤٤٨، ح ٢٢٠٠٢؛ مصنف عبدالرزاق، ج ١٠، ص ٣٠٢، ح ١٩١٨٤؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٢، ص ٣٣٣، ح ٣١٨٨؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٦٠٨.
[٢] . الام شافعى، ج ٧، ص ٢٥١؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ٣٤٧ و ٣٨١؛ مصنف عبدالرزاق، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٢٧٥٥؛ فتح البارى و ....
[٣] . فتح البارى ابن حجر، ج ٣، ص ٧١.