امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٠٦ - معاويه و دعوت به سوى جهنم
رسول الله صلى الله عليه و آله ففررت من آية النار إلى آية الجنة ويرى بنى أمية قاتلى بعد هذا وقال: والله ان كنت فى حجر فى جوف حجر لاستخرجنى بنو أمية حتى يقتلونى حدثنى به حبيبى رسول الله صلى الله عليه و آله ان رأسى اول رأس يحتز فى الاسلام وينقل من بلد إلى بلد؛[١] رسول خدا صلى الله عليه و آله به عمرو بن حمق فرمودند: مىخواهى علامت بهشت را به تو نشان دهم تا (در سايه آن) بخورى و بنوشى و در بازار راه بروى، گفتم آرى پدرم بفدايت! فرمود: اين و قومش (نشانه بهشتاند) و با دستش به سوى على بن ابىطالب اشاره كرد. و باز فرمود: اى عمرو مىخواهى علامت جهنم را نيز برايت نشان دهم (تا با دورى از آن) زندگى خوش داشته باشى ... فرمود: اين و قومش نشانه آتشاند و به سوى مردى اشاره كرد. وقتى فتنه واقع شد، اين سخن حضرت به يادم آمد. پس از علامت جهنم به طرف علامت بهشت فرار كردم و من مىدانم كه پس از اين بنى اميه مرا خواهند كشت. والله اگر در بطن سنگ هم باشم، بنى اميه بيرونم مىكشند تا مرا بكشند، اين را حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داد و سر من اول سرى خواهد بود كه در اسلام از شهرى به شهر ديگر برده مىشود.
اولا: البته ممكن است منظور عمرو بن حمق و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين حديث فتنه عثمان باشد؛ زيرا عمرو اخبار ديگرى نيز در مورد آن روايت كرده است. ثانيا: اين حديث با دو سند روايت شده و هيثمى عبدالله بن عبدالملك المسعودى را در سند آن ضعيف خوانده است، در حالى كه هيچ كسى او را تضعيف نكرده است و عقيلى حديثى را كه با سند صحيح از ديگران نيز روايت شده، از منكرات او دانسته[٢] وآن، حديث ذيل است:
عن زيد إبن وهب قال: بينا نحن حول حذيفة إذ قال: كيف أنتم وقد خرج أهل بيت
[١] . معجم الاوسط طبرانى، ج ٤، ص ٢٤٠؛ تاريخ ابن عساكر؛ ج ٤٥، ص ٤٩٨؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٩، ص ٤٠٥؛ كنز العمال، ج ١٣، ص ٤٩٦، ح ٣٧٢٨٩.
[٢] . الضعفاء الكبير عقيلى، ج ٢، ص ٢٧٥، رقم ٨٣٨؛ لسان الميزان، ج ٣، ص ٣١٢، رقم ١٢٩٠.