روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨ - ترجمه
و دست بازدار [١]از آنكسها كه بگرفتند دين خويش به بازى و لهو [٢]و بفريفتشان زندگانى اين جهان [٣]و ياد كن بدان كه رها نكنند [٤]تنى را بدانچه كند نباشد آن را از برون [٥]خدا دوستى [٦]و نه شفيعى [٧]و اگر فدا كند [٨]هر فدا نگيرند [٩]از آن،ايشانند آنكسها كه رها دهندشان [١٠]به آنچه مىكنند ايشان راست شرابى [١١]از آب گرم و عذابى دردناك[بدانچه] [١٢]بودند كافر شدند.
بگو كه همىخوانيم از برون خداى آنچه نه سود كند و نه زيان كند و بازبرند [١٣]ما را بر آنچه بوديم [١٤]از پس آنكه راه نمود ما را خداى؟بخوزيده باشد [١٥]او را ديوان اندر زمين حيران مانده [١٦]او را يارانى باشند كه بخوانند [١٧]او را بسوى راست [١٨]بگوى كه راه خداى است راه راست و فرمودند ما را كه مسلمان گرديم [١٩]خداى جهانيان را.
و كه [٢٠]بهپاىداريد [٢١]نماز و بپرهيزيد [٢٢]از او و اوست آنكه بهسوى او حشر كنندتان [٢٣].
[١] .مج،مت،وز،لت:رها كن،آج،لب:بگذار.
[٢] .مج،مت،وز،لت:طرب.
[٣] .لت:نزديكتر.
[٤] .مج،مت،وز،لت:گرو كند.
[٥] .مج،مت،وز،لت:بجز.
[٦] .مج،مت،وز،لت:يارى.
[٧] .مج،مت،وز،آج،لب،لت:شفاعت خواه.
[٨] .مج،مت،وز،لت:برابر كند.
[٩] .مج،مت،وز،لت:برابر كردنى نگيرند،آج،لب:فدادادنى.
[١٠] .مج،مت،وز،لت:گرو نهادند.
[١١] .آج،لب:آشاميدنى.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[١٣] .مج،لت،وز،آج،لب،لت:بازگردانيد.
[١٤] .آج،لب:بر پاشنههاى ما.
[١٥] .مج،مت،وز،لت:فرود آورد او را.
[١٦] .آج،بيراه،لب:سرگشته.
[١٧] .مج،مت،وز:مىخواند.
[١٨] .لت:با راه كه به ما آى.
[١٩] .مج،مت،وز:اسلام آر،لت:اسلام آريم.
[٢٠] .مج،مت،وز،لت:آنكه.
[٢١] .لت:دارند.
[٢٢] .مج،مت،وز،آج،لب،لت:بترسيد.
[٢٣] .مج،مت،وز،لت:جمع كنند شما را آج،لب:گرد آرند.