روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - ترجمه
نعمت را صنيعت براى آن [١]خوانند و پروردۀ نعمت را هم صنيعه گويند كه او را به [٢]نيكى پرورده باشند و اصل [٣]او اين است،آنگه اتّساع كنند و گويند:فعل و عمل و صنع به معنى واحد باشد،و فعل از همه عامتر باشد آنگه عمل خاصتر آنگه صنع از هر دو خاصتر.
قوله: وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ -الآية.عبد اللّه عبّاس گفت:سبب نزول آيت آن بود كه خداى تعالى از فضل و رحمت خود نعمت بر جهودان فراخ كرده بود پيش از آمدن رسول-عليه السّلام-تا ايشان توانگرترين مردمان بودند.چون بر رسول عليه السّلام-كفر آوردند و با [٤]او لجاج [٥]كردند خداى تعالى آن نعمت از ايشان بازگرفت و به بدل توانگرى [٦]ايشان را درويشى داد و به بدل عزّت،مذلّت چنان كه فرمود در حقّ ايشان وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ [٧]،چون چنين بود جماعتى از ايشان گفتند منهم فنحاص بن عازورا [٨]: يَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ .بعضى دگر مفسّران گفتند:اين قول فنحاص گفت تنها و لكن ديگران شنيدند و انكار نكردند،حقتعالى گفت:
بمثابت آن است كه همه گفتند حقتعالى در اين آيت بيان آن كلمۀ ناسزا گفت [١٣-پ]كه جهودان گفتند در حقّ او اطلاق كردند،گفت:گفتند كه دستهاى خدا بسته است به بند و غل و بند بر او نهاده و غرض ايشان در اين نه تجسيم [٩]بود و آنكه خداى را تعالى اثبات دستى كنند كه جارحه باشد غرض ايشان وصف او بود- تعالى علوا كبيرا [١٠]-به بخل و تضييق و امساك و عرب كنايه كنند[از نعمت] [١١]به يد [١٢]براى آنكه در غالب عادت در شاهد بذل [١٣]و اعطاء [١٤]و امساك و نادادن [١٥]به دست باشد ايشان جود و بخل را به دست بازبستند قال الشّاعر [١٦]:
[١] .مج،مت،وز،لت:اين.
[٢] .مج:براساس.
[٣] .:مثل،با توجه به مج تصحيح شد.
[٤] .آن:به.
[٥] .لب:الحاح.
[٦] .اساس:تونگرى/توانگرى.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٦١.
[٨] .لت:فنحاص بن غازورا،مر:فيحاص بن عازورا.
[٩] .آف،آن:تجسم.
[١٠] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٤٣.
[١١] .اساس:ندارد،با توجه به وز افزوده شد.
[١٢] .اساس:به بند،با توجه به مج تصحيح شد.
[١٣] .مج،مت،وز:بذله.
[١٤] .مج،مت،وز،لت،مر:عطا.
[١٥] .اساس:نادان،با توجّه به وز تصحيح شد.
[١٦] .مج،مت،وز+شعر.