روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٠ - ترجمه
يوشع گفت:بار خدايا!دانم كه [١]بدان مستحقّ هلاكند،نيكان را چرا هلاك خواهى كردن؟گفت:انّهم لم يغضبوا لغضبى و واكلوهم و شاربوهم،براى آنكه ايشان براى خشم من خشم نگرفتند و به [٢]آن فاسقان مؤاكله و مشاربه و مخالطه كردند.
نعمان بن بشير روايت كرد [٣]كه رسول-عليه السّلام-گفت:مثل فاسقى در ميان قومى [٤]صالح [٥]كه او را نهى نكنند از منكر،مثال جماعتى باشد كه كشتيى باشد ميان ايشان به شركت در آن كشتى نشينند،چون كشتى به ميان دريا رسد يكى از ايشان تبرى برگيرد [٦]و كشتى شكستن گيرد،او را گويند:چه مىكنى خود را و ما را هلاك خواهى كردن،او گويد [٧]:در نصيب خود و حصّۀ خود تصرّف مىكنم.اگر او را به اين گفتار رها كنند و دست او به دست فرونگيرند [٨]كشتى بشكند و او و ايشان [٩]غرقه [١٠]شوند،و اگر منع كنند او را،او و ايشان سلامت يابند،بيانش قوله:
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً [١١]،گفت:بترسى [١٢]از فتنه [١٣]، يعنى [١٤]عذابى كه فرود آيد [١٥]خاصّه به ظالمان نرسد،مثال او آتش باشد كه چون درافتد تر و خشك تميز نكند [١٦]و صالح را از صالح بازنشناسد. لَبِئْسَ مٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ ،لا[م] [١٧]،تأكيد است،و گفتهاند:جواب قسمى مضمر است،و تقديره:
و اللّه لَبِئْسَ مٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ ،و فرق ميان صنع و عمل آن است كه عمل هم محكم باشد و هم مشوّش و لكن صنع جز محكم را نخوانند ازآنجا [١٨]پيشهوران را صنّاع خوانند كه عمل ايشان به علم باشد و بر وجه احكام و اتّساق بود و
[١] .مج،مت،وز،لت:تا.
[٢] .مج،مت،وز،لت،مر:با.
[٣] .لت:روايت كند.
[٤] .آف،آن:قوم.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر:صالحان.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:بردارد.
[٧] .مج،مت،وز،لت،مر+من.
[٨] .مج،مت،وز:فرونكيرد.
[٩] .مر+همه.
[١٠] .مج،مت،وز،لت،مر:غرق.
[١١] .سورۀ انفال(٨)آيه ٢٥.
[١٢] .همه نسخه بدلها بجز آن:بترسيد.
[١٣] .لت:فتنهاى.
[١٤] .مج،مت،وز+از.
[١٥] .مج،مت:فرود آمد.
[١٦] .مج،مت،وز:تمييز نكند.
[١٧] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١٨] .مج،مت،وز،لت،مر:از اين كار.