روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٨ - ترجمه
وَ تَرىٰ كَثِيراً مِنْهُمْ،- الآية.حقتعالى در اين آيت وصف [١]منافقان كرد كه ذكر ايشان در آيت مقدّم برفت،گفت:تو بينى يا محمّد بسيارى را از ايشان كه مسارعت مىكنند و مىشتابند در اثم و عدوان [٢].سدّى گفت:اثم اين جا كفر است و بعضى دگر گفتند:عام است جمله گناه را و اين اولىتر و فرق از ميان اثم و عدوان آن است كه:اثم گناهى باشد كه مقصور بود بر فاعلش ضرر آن از او تعدّى نكند،و عدوان ظلم باشد و هر گناه كه ضرر آن به ديگرى رسد و اصل عدوان تعدّى و مجاوزة الحدّ باشد. وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ ،و خوردن ايشان رشوت را اين قول حسن بصرى است.و ديگران گفتند:مراد مال حرام است و اصل سحت از سحت باشد و آن استيصال بود براى آنكه بيخ مال بركند به آنكه بركت از او ببرد [٣]براى آن لفظ مسارعت گفت و لفظ معاجلت و استعجال نگفت،و اگرچه اين به ذمّ نزديكتر است كه ايشان شتابى مىكنند به اين كارها كه شتاب كار كسى باشد كه او محق باشد.وجهى دگر آن است تا ايهام نيفكند [٤]كه ذمّ ايشان براى تعجيل است غرض ذمّ ايشان است بر كفر و نفاق و اگر به تأنّى معاطاة اين معنى كنند هم مذموم باشد آنگه به«لام»تأكيد گفت:
لَبِئْسَ و«ما»نكرۀ موصوفه است،بد كارى است آنچه ايشان مىكنند،و تقدير آن بود:كه:لبئس العمل العمل الّذى كانوا يعملونه،و هر دو وجه اسم«بئس»كه اين فعل به او مسند است،محذوف باشد،چنان كه:بئس ما صنعت،و بئس ما قلت،و بئس رجلا زيد،و آيت دليل است بر آنكه جزا بر عمل است براى آنكه مذمّت به فعل تعليق كرد.
قوله: لَوْ لاٰ يَنْهٰاهُمُ الرَّبّٰانِيُّونَ ،«لو لا»اين جا به معنى«هلاّ»است و معنى «هلاّ»تحضيض باشد و توبيخ و اين جا توبيخ است،حقتعالى در اين آيت ذم كرد أحبار و علماى جهودان را بر ترك امربهمعروف و نهى منكر-چرا نهى نمىكنند ايشان را احبار و عالمان ايشان از دروغ گفتن و حرام خوردن.و«ربّانى»بيان كرديم كه عالمى باشد كه علم دين داند و تربيت علم الهى كند و منسوب باشد با رب با نوعى از
[١] .مج،مت،وز،لت+آن،مر+اين.
[٢] .مر: فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ .
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:بردارد.
[٤] .مر:بيفكند.