روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٠
كه آنچه در ميان اين دو آيت باشد مدح نباشد.
امّا كلام در فصل دوم دليل بر آنكه [١][ادراك] [٢]بصر رؤيت بصر باشد،آن است كه:اهل لغت فرقى نكنند [٣]ميان رأيت و احسست و آنست و ابصرت و ادركت لت ببصري [٤]،جز آن است [٥]كه ادراك [٦]آنگه افادۀ رؤيت كند كه تعليق آن كنند به بصر چون اطلاق كنند و به ذكر [٧]معانى آيد [٨]به معنى لحوق باشد[١٠٠-ر]،چنان كه گويند:ادرك قتادة الحسن و ادرك فلان فلانا اذا كان في عهده و ايّامه.و «ادراك»به معنى نضج باشد،چنان كه ادركت الثّمرة و ادركت القدر.و«ادراك» به معنى بلوغ باشد،يقال:ادرك الغلام اذا بلغ و قال الشّاعر [٩]:
اذا المهرة [١٠]الشّقراء ادرك ظهرها
فشبّ [١١]الاله الحرب بين القبائل
امّا چون مقيّد باشد به حاسّهاى از حواسّ فايدۀ ادراك آن دهد كه به آن حاسّه باشد،چنان كه ادركت بسمعي آن باشد كه بشنيدم،و ادركت بمشامّي،ببوييدم،و ادركت بيدي،لمس كردم،و ادركت بفمي و لهواتي آن باشد كه ذوق كردم، همچنين ادركت ببصري آن باشد كه بديدم.دليل ديگر بر آنكه ادراك [١٢]بصر رؤيت بصر باشد،آن است كه:اگر اثبات يكى از اين كنند با نفى آن مناقضت باشد تا اگر گويد:ادركت ببصري و ما رأيته يا رأيته و ما ادركته ببصرى مناقضه باشد،على وجه لا خفاء به.
امّا شبهۀ ايشان في قولهم:ادركت ببصرى حرارة الميل و اين ادراك مقيّد است به بصر و فايدۀ رؤيت نمىدهد جواب از اين آن است كه گوييم،اگرچه اين
[١] .مل:دليل كند.
[٢] .اساس،بم،آف،آن:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .آج،لب:نكند.
[٤] .اساس،لب،مل،آف،آن:بصرى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .آج،لب:نيست.
[٦] .مل+بصر،رؤيت بصر باشد.
[٧] .مل،مر:به دگر.
[٨] .بم،آف:اند.
[٩] .مج،وز،مت،لت+شعر.
[١٠] .اساس،بم،آف،لت،آن:الهرّة،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .مج،وز،مت:فنسب.
[١٢] .اساس،آج،لب،بم،آف،آن:بر اين آنكه،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.