روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٧
آنان را كه خوانند ايشان بدون خدا كه پس دشنام دهند ايشان خداى را بظلم بىعلم همچنين بياراستيم [١]براى هر امّتى كارهاشان پس با خدايشان باشد رجوع [٢]ايشان خبر دهد [٣]ايشان را به آنچه كرده باشند.
و سوگند خورند [٤]به خداى طاقت [٥]سوگندشان كه اگر آيد به ايشان معجزى ايمان آرند به آن بگو كه معجزات از نزديك خداست و چه آگاه كرده است [٦]شما را به آن چو بيايند،ايشان ايمان نيارند.
برگردانيم [٧]دلهاشان و چشمهاشان [٨]چندان كه ايمان نياوردند به آن اوّلبار و رها كنيم [٩]ايشان را در كفرشان تا متحيّر [١٠]بمانند.
قوله [١١]: بَدِيعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،حقتعالى وصف كرد خويشتن را به آنكه آفرينندۀ آسمان و زمين است و در وجود آرنده.«بديع»،فعيل باشد به معنى مبدع، چنان كه أليم به معنى مؤلم و قال الشّاعر: [١٢]
أ من ريحانة الدّاعي السّميع
يؤرّقني و اصحابي هجوع
و رفع او به خبر مبتداى محذوف است،أى هو بديع السّماوات و الارض،او آفريننده و پديدآورنده [١٣]آسمان و زمين است.و«ابداع»،ابتداى فعل كردن باشد بىآنكه اقتدا كند در آن به كسى،و كذلك الابتداع الابتداء و هو من الابدال، كالمدح و المده و معنى آن است كه:خداى تعالى اين فعل بر [١٤]وجه اختراع كرد و
[١] .آج،لب:آرايش آراستهام.
[٢] .آج،لب:بازگشتن.
[٣] .آج،لب:بياگاهانند.
[٤] .مج،وز،مت:خوردند.
[٥] .آج،لب:غايت.
[٦] .آج،لب:دانا گردانند.
[٧] .آج،لب:مىگردانيم.
[٨] .آج،لب:ديدههاشان.
[٩] .آج،لب:باز مىگذاريم.
[١٠] .آج،لب:سرگشته باشند،لت:سر در نهند متحيّر.
[١١] .مج،وز،مت+تعالى.
[١٢] .مج،وز،مت+شعر.
[١٣] .مج،وز،مت:پديدآورنده.
[١٤] .آج،لب:به دو.