روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٢ - ترجمه
مجاهد گفت حجّت آن است كه گفت: اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ ، يعنى ما ابراهيم را نصرت كرديم به حجّت و حجّت او بر قوم او ظاهر كرديم و اين زيادتى باشد در علم و علم علوّ رتبه [١]و ارتفاع منزلت آرد،آنگه گفت: نَرْفَعُ دَرَجٰاتٍ مَنْ نَشٰاءُ ،اهل كوفه و يعقوب خواندند«درجات»به تنوين،باقى بىتنوين بر اضافه.آنكه بتنوين خواند،«من»در محلّ نصب افگند بوقوع الفعل عليه[و درجات در محلّ نصب بر ظرف و التقدير نرفع من نشاء درجات و آنكه به اضافه خواند درجات را مفعول به كرد و من] [٢]در محلّ جرّ افكند به اضافت درجات با او.حقتعالى خبر داد از خود كه:من آن را كه خواهم رفيع گردانم و بلند بر ديگران به درجاتى و منازلى و يا رفيع گردانم درجات و پايههاى آنان كه من خواهم.و اصل درجات در پايههاى نردبان باشد كه بتدريج به [٣]او بر شوند پايه پايه،و«تدريج»از درجه بود و اصل كلمه من درج اذا دبّ [٤]باشد و درج اذا خرج و مشى و ادراج درنورديدن [٥]بود براى آنكه برود و با سرى شود و استدراج طلب الادراج باشد،و منه الدّرج قال اللّه تعالى:
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ [٦] ،اى نهلكهم [٧].و درج [٨]ازآنجاست كه آنچه در او بود چون درنورديده [٩]باشد از صيانت و پوشيدگى،آنگه گفت:بگو كه خداى تو اى محمّد حكيم است و محكم كار،آنچه كند نكو كند و به جاى خود نهد و داناست آنچه كند و فرمايد به حسب مصلحت كند.
قوله تعالى: وَ وَهَبْنٰا لَهُ ،بداديم ما او را-يعنى ابراهيم را،يقال:وهب [١٠]الشّيء لفلان به مفعول اوّل به نفس خود برسد [١١]و به دوم به لام نه چون اعطيت كه متعدّى
[١] .آج،لب:مرتبه.
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،مت،آج،لب،مل،لب شعرانى افزوده شد.
[٣] .مج،مت:با.
[٤] .اساس،آج،لب،آف،آن:اذا ادب،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،مت،لت،مر:در بيختن.
[٦] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٨٢.
[٧] .اساس،آج،لب،آف،آن:يهلكهم،با توجه به مج تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،مت،مل،لت:اين.
[٩] .مج،وز،مت،لت،مر:در بيخته.
[١٠] .مج،وز،مت،مل،لت،مر:وهبت.
[١١] .مج:نرسد.