روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه
آن رحمت كجا شد كه تو را بود بر خلقان؟
انا ارحم بعبادي منك و من غيرك.
قيس بن ابى حازم[٨٦-ر]روايت كرد از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-از رسول- صلّى اللّه عليه و آله-كه چون خداى تعالى ملكوت آسمان و زمين با [١]ابراهيم نمود او را بر خلايق اطّلاعى افتاد [٢]مردى بر معصيتى ديد بر او دعا كرد به هلاك [٣].
خداى تعالى او را هلاك كرد ديگرى را ديد [٤]بر معصيتى بر او دعا كرد خداى تعالى گفت:يا ابراهيم،رها كن كه تو مردى [٥]مستجابالدّعوهاى،و كار اين بندگان با من از سه وجه بيرون نيست:إمّا توبه كنند،من[از] [٦]ايشان قبول كنم و إمّا از نسل ايشان مرا بندگانى مسبّح مقدّس باشند و امّا با پيش من آيند به قيامت من اگر خواهم عفو كنم ايشان را به فضل يا عقوبت كنم به عدل،ابراهيم نيز دعا نكرد بر ايشان.
ضحّاك گفت:ملكوت السّماوات،ماه و آفتاب و ستاره بود.قتاده گفت:
ملكوت آسمان و زمين آنكه با ابراهيم نمود كه او از غار برون آمد-چنان كه قصّۀ آن پس از اين بيايد-انشاءاللّه و در آسمان نگريد ملكوت آسمان و زمين از ماه و آفتاب و ستاره و ملكوت زمين بديد از كوه و آب و درختان و نبات.
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ،[عطف است بر محذوفى و التقدير و اريناه ملكوت السّماوات و الأرض ليستدلّ بها على اللّه و ليكون من المؤقنين] [٧]ما [٨]ابراهيم را ملكوت آسمان و زمين بازنموديم تا مستدلّ شود به آن بر خداى تعالى و از جمله موقنان و عالمان باشد.
اگر گويند:بر اين اقوال كه گفتى،چگونه كرده باشد خداى را در نمودن با او؟ اگر حجابها بردارد-چنان كه عبارات مفسّران است-بايد كه ديگران ببينند.دگر آنكه بعد مفرط پيش شما مانع است،جواب از اين چيست؟گوييم جواب از اين آن است كه:ممتنع نبود كه خداى تعالى خروقى پديد آرد در [٩]آسمانها و زمينها و او را
[١] .آج،لب:به.
[٢] .مج،مت،وز:بيوفتاد،مل:بيفتاد.
[٣] .آج،لب+او.
[٤] .مج،مت،وز،مل:بديد.
[٥] .آج،لب:مرد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخهها افزوده شد.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٨] .مج،مت،وز:با.
[٩] .مج،وز،مت:كه.