روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٠ - ترجمه
و سعيد بن المسيّب و مجاهد و يمان گفتند [١]:آزر نام صنم بود و در كلام تقديم و تأخيرى هست و تقدير آن است:و اذ قال ابراهيم لابيه أ تتّخذ آزر اصناما [٢]،بر اين قول جز نصب نشايد و اصحاب ما دو روايت كردند يكى آنكه آزر نام جدّش بود من قبل امّه [٣]،و روايت ديگر نام عمّش بود و اين هر دو در لغت شايع و جايز است كه عرب جد را از قبل مادر و عمّ را پدر خوانند و اين براى[آن] [٤]گفتند كه درست شده است [٥]كه پدران پيغمبر [٦]-عليه السّلام-تا به آدم همه مؤمنان بودهاند از دليل عقل و قرآن.
امّا دليل عقل آن است كه معلوم است كه اين معنى منفّر باشد در حقّ ايشان از اجابت دعوتشان و قبول قول و امتثال امرشان.و هرگه كه ايشان دعوت كنند كافران را به اسلام و كفر بر ايشان عيب كنند.كافران بگويند [٧]كه اين عيب در شما و نسب شما و پدران شما حاصل است.
دگر آنكه خداى تعالى مشركان را نجس مىخواند [٨]،و آنكه او را به پاك كردن پليدان فرستاده باشند [٩]نبايد كه او را ناپاك زاده باشد.
فامّا قرآن قوله تعالى: وَ تَقَلُّبَكَ فِي السّٰاجِدِينَ [١٠]،بر سبيل منّت و تعداد نعمت بر او گفت:من تو را در پشت ساجدان مىگردانيدم اگر ساجدان [١١]اصنام باشند اين منّت و نعمت نباشد [١٢]بل منقصت [١٣]باشد.
دگر آنكه اطلاق ساجد از او جز سجدۀ خداى تعالى ندانند،أ لا ترى:
اَلسّٰائِحُونَ الرّٰاكِعُونَ السّٰاجِدُونَ [١٤] ،و قوله تعالى: وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرّٰاكِعِينَ [١٥]،دليل ديگر بر اين اجماع طايفه است و اجماع ايشان حجّت است لكون
[١] .آف:گفتهاند.
[٢] .آج،لب:آزر أ تتّخذ اصناما آلهة.
[٣] .لت:ابيه.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٥] .آج،لب:درست تست.
[٦] .آج،لب:پدران.
[٧] .مج،مت،وز،مل،مر:بگويند.
[٨] .مج،مت،لت،مر:خواند.
[٩] .آج،لب،مل،لت:فرستاده باشد.
[١٠] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٢١٩.
[١١] .مج،مت،وز:ساجد.
[١٢] .مج،مت:باشد.
[١٣] .آج،لب:منقص.
[١٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١١٢.
[١٥] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٤٣.