روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
محذوفى مقدّر است و آن آن است [١]تقولون [٢]: لَئِنْ أَنْجَيْتَنٰا مِنْ هٰذِهِ ،مىگويى [٣]اگر ما را برهانى بار خدايا از اين محنت و شدّت، لَنَكُونَنَّ مِنَ الشّٰاكِرِينَ ،ما از جملۀ شاكران باشيم.
اهل كوفه خوانند [٤]الّا ابن شامى «لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ» ،بر لفظ اخبار عن الغائب الواحد،و المعنى لئن انجانا اللّه من هذه الشدّة،و بعضى اهل معانى گفتند:
ظلمة البحر و البرّ [٥]،كنايت است از شدايد آن.و عرب و عجم روزگار شدت را روزگار تاريك خوانند و يوم مظلم گويند و يوم ذو كواكب،و در سختى و محنت گويند:
لارينّك الكواكب بالنّهار،من ستاره به روز به تو نمايم،يعنى روز بر تو چنان تاريك كنم كه ستاره برآيد و تو ببينى [٦]،چنان كه شاعر گفت:
بني اسد هل تعلمون بلائها
اذا كان يوما ذا كواكب اشهبا
و قال آخر:
فدى لبني ذهل بن شيبان ناقتي
اذا كان يوما ذا كواكب اشنعا
قُلِ اللّٰهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْهٰا
،بگو اى محمّد كه خداست كه برهاند شما را از آن شدّت و سختى و از هر غمى و اندوهى. ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ ،آنگه بااينهمه شرك مىآرى [٧]و با او انباز مىگيرى [٨].اهل كوفه و ابو جعفر خواندند [٩]ينجّيكم،بالتّشديد من التّفعيل،و باقى قرّاء بتخفيف.و حمزه و كسائي و خلف«انجانا»به اماله خوانند.و ديگران بر خطاب«أنجيتنا».
آنگه گفت:بگو كه اوست كه قادر است بر آنكه بفرستد بر شما عذابى از بالاى سر شما از صاعقه و سنگ باران،چنان كه بر قوم موسى كرد و با قوم لوط،و طوفان كه با قوم نوح كرد أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ،يا از زير پايهاى شما چنان كه با
[١] .آج،لب،آنكه+.
[٢] .اساس،آج،آف،بم:يقولون،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٣] .مىگويى/مىگوييد.
[٤] .مج،وز،مت،مر:خواندند.
[٥] .مج،وز،مت: ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ .
[٦] .مج،وز،مت،مر:به بينى/ببينى.
[٧] .مىآرى/مىآريد،آج،لب:مىدارى/مىداريد.
[٨] .مىگيرى/مىگيريد.
[٩] .آج،لب:خواندند.