روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّٰهِ ،پس ايشان را رد كنند با خداى[يعنى با جايى] [١]كه در آنجا كس را حكمى نبود جز او را.آنگه وصف كرد او را به آنكه:او خداوند ايشان است و اولىتر است به ايشان براى آنكه خالق و مالك ايشان است و قادر بر نفع و ضرّ ايشان،و حق وصف اوست و نامى از نامهاى خداست-جلّ جلاله-و بر صفت مجرور است. أَلاٰ لَهُ الْحُكْمُ ،گفتند تقدير آن است كه:أ لا تعلمون أنّ له الحكم، نمىدانيد كه حكم او راست و كس را بر او حكم نبود، وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحٰاسِبِينَ ،و او زود حساب است از همۀ حسابكنندگان.و تفسير اين برفت في قوله: وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسٰابِ [٢]،حمزه خواند تنها«توفّاه رسلنا»و تذكير قول براى تقدّم فعل،و آنكه جمع تأنيثى [٣]باشد نه حقيقى،و دگر قرّاء«توفّته»خواندند به«تا»ى تأنيث براى آنكه جمع مؤنّث باشد.
قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ،بگوى اى محمّد اين كافران كافر نعمت را كه:كيست كه شما را برهاند از ظلمات و تاريكيهاى برّ و بحر چون گرفتار شوى [٤]در شبهاى تاريك،گاه در بيابان و گاه در دريا مانده و متحيّر شده اگر نه آنستى كه ستارگان [٥]راهنمايى پيدا كرده است كه به آن راه برند و الّا هلاك شدندى[٨٠-ر]و ره نجات نيافتندى.و يعقوب گفت [٦]ينجيكم [٧]،من الانجاء بتخفيف.ديگران بتشديد خوانند من التّنجية.
تَدْعُونَهُ [٨] ،مىخوانى [٩]او را در آن حال. تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً ،به زارى و خواهش بر وجه پوشيدگى [١٠]-فيما بينكم و بينه.و نصب او بر مفعول له است،و ابو بكر خواند:«و خفية»به كسر«خا»اين جا و در اعراف،و اين دو لغت است.
آنگه حقتعالى بازگفت كه:ايشان در تضرّع و دعا چه گويند،و در كلام
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٤١.
[٣] .مج،وز،مت،آج،لب،آف،لت:كه تأنيثى.
[٤] .مت،آن،مل:شويد.
[٥] .آج،لب+را.
[٦] .مج،وز،مت،مل،لت،مر:خواند.
[٧] .مج،وز،مت،لت،مر+مخفّف.
[٨] .اساس،مج،وز،مت،بم:يدعونه.
[٩] .مج،وز،مت،مل،آف:مىخوانيد.
[١٠] .بم،آف:پوشيده كه.