روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٤ - ترجمه
قطرههاى [١]باران،باران نگاه دارد كه چند قطره از آسمان به زمين آمد [٢].من آن فرشته را گفتم:اى فرشته،تو دانى كه از آنگاه [٣]كه خداى تعالى جهان را آفريده [٤]چند قطره باران از آسمان به زمين آمده [٥]؟گفت:يا رسول اللّه،به آن خدايى كه تو را بحق به خلقان [٦]فرستاد كه جز آنكه دانم كه چند قطره باران از آسمان به زمين آمد،تفصيل آن دانم كه بر بحر چند آمد و بر برّ چند آمد و بر خراب [٧]چند آمد و بر عمران [٨]چند آمد و بر بوستان چند آمد و بر شورستان چند و بر گورستان چند آمد.رسول-عليه السّلام- گفت:عجب بماندم از خاطر او در آن حساب و حفظ آن مرا گفت:يا رسول اللّه! حسابى هست كه من به اينهمه ذهن و خاطر و دستها و انگشتان به آن نرسم؟ گفتم [٩]:آن كدام حساب است؟گفت:جماعتى از امّت تو در مجمعى حاضر باشند كسى پيششان [١٠]نام تو برد ايشان باتّفاق بر تو صلوات [١١]فرستند،من حصر و حدّ و ثواب ايشان ندانم.
نافع روايت كرد [١٢]از عبد اللّه عمر [١٣]كه رسول-عليه السّلام-گفت:هيچ زرعى نيست بر روى زمين و هيچ درختى و ميوهاى و الّا بر او نوشته است كه:
بسم الله الرحمن الرحيم،رزق فلان بن فلان،اين روزى فلان بن فلان است پسر فلان ،و ذلك في قوله في محكم كتابه: وَ مٰا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّٰ يَعْلَمُهٰا وَ لاٰ حَبَّةٍ فِي ظُلُمٰاتِ الْأَرْضِ وَ لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ يٰابِسٍ إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ مُبِينٍ .
اهل معانى گفتند:اين جمله كنايت است و عبارت از جملۀ معلومات جز كه اين مذكورات بنمود [١٤]از [١٥]حسب خاطر ما ذكر كرد كه چيزها خالى نبود ازآنكه يا در
[١] .مج،وز،مت،لت:قطر باران يا قطران.
[٢] .مج،وز،مت،لت،مر:آيد.
[٣] .مج،وز،مت:آنگه.
[٤] .مج،وز،مت،لت،مر+امروز.
[٥] .مج،وز،مت،لت:آمد،آج،لب:آمده است.
[٦] .آج،لب:خلق.
[٧] .آن:خرابه.
[٨] .مج،بر،مت:آباد،مل:آبادان.
[٩] .مج،وز،مت:گفت.
[١٠] .مج،وز،مت،آج،لب،لت:پيش ايشان.
[١١] .مج،وز،مت:صلاة.
[١٢] .آن:مىكند.
[١٣] .مج،مت:عبد اللّه.
[١٤] .مج،وز،مت:را ننمود.
[١٥] .مج،وز،مت،لت:آن،به.