روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
مفسّران خلاف كردند در آنكه مراد به مفاتح [١]الغيب چيست:عبد اللّه عمر روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:كه آن پنج چيز است كه در آيت هست من قوله: إِنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَةِ [٢]-الى آخرها.سدّى گفت:مفاتح [٣]غيب خزاين غيب است.ضحّاك و مقاتل گفتند:خزاين زمين خواست و علم نزول [٤]عذاب و آنكه كى مصلحت باشد و كى نباشد،و كى تعجيل بايد و كى امهال بايد.
عطا گفت:مراد عواقب و مآل امور است و آنچه عاقبت خلقان و مرجع ايشان به آن [٥]است از ثواب و عقاب.بعضى دگر گفتند:مراد آجال است و وقت انقضاى آن.
بعضى دگر گفتند:احوال خلقان است از سعادت و شقاوت.و گفتند:عواقب اعمار و خواتم [٦]اعمال است.و گفتهاند:هر چيز [٧]است كه هنوز نيست و اگر باشد كى باشد و چگونه باشد.عبد اللّه مسعود گفت:پيغامبر ما-صلّى اللّه عليه و آله-را همه چيز بدادند [٨]الّا مفاتيح غيب. وَ يَعْلَمُ مٰا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ،و نيز داند [٩]آنچه در دريا و در خشك [١٠]است.
مجاهد گفت:مراد به«برّ»بيابان است و به«بحر»هر شهرى و جايى كه در او آب باشد هرچه در آب [١١]است و بر صحراست از جماد و حيوان،علم آن به نزديك من است. وَ مٰا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّٰ يَعْلَمُهٰا ،و هيچ برگ از درخت نيوفتد [١٢]الّا به علم من.
عبد اللّه عبّاس گفت:هيچ درخت نيست در بحر و برّ الّا برآن فرشتهاى موكّل است كه داند.كه بر هر برگى [١٣]از آن درخت بيوفتد كدام جانور بخورد و كدام برگ نخورد،و داند كه چند بيفتد و چند نيفتد [١٤].بعضى اهل علم گفتند:برگ تا از درخت
[١] .اساس:مفاتيح،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٣٤.
[٣] .وز،آج،لب،آن:مفاتيح.
[٤] .اساس،آج،لب،بم،آف،لت،آن+و كه ظاهرا زائد است.
[٥] .مج،وز،مت،لت،مل،مر:با آن.
[٦] .مج،وز،مت،آج،لب،لت،مل،مر:خواتيم.
[٧] .آج،لب،بم،آف،آن،مل،مر:چيزى.
[٨] .اساس،بم،آف،آن:بداند،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مج،مت:دادند.
[١٠] .مج،وز،مت،آج،لب:خشكى.
[١١] .وز:آن.
[١٢] .آج،لب،مل:نيفتد.
[١٣] .مج،وز،مت،آج،لب،مل،مر:كه هر برگى.
[١٤] .مج،وز،مت،لت،مل،مر:بماند.