روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٢ - ترجمه
تكليف كرد ايمان به رسول-عليه السّلام-و انقياد فرمان او و به نشستن پيش او فرود آن درويشان و تفضيل ايشان بر اينان[٧٤-پ]براى سابقۀ ايمان و طاعت و تكليف ايشان به حرمت داشت و تقديم اينان به استحقاقى كه داشتند اگر فرمان بردندى و بر اين مشقّت صبر كردندى به منزلت اعلا رسيدندى از ثواب،چه غرض قديم تعالى [١]در تكليف تعريض ثواب است هرچه شاقتر بود ثواب برآن بيشتر بود.خداى تعالى به ايشان خيرى [٢]خواست كه ايشان به خود ارزانى نداشتند،فذلك معنى قوله: فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ ،و اين وجهى سديد نيست.
آنگه حقتعالى جواب داد از اعراض ايشان في قولهم: أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنٰا ،بقوله: أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِالشّٰاكِرِينَ ،خداى تعالى عالمتر نيست به آنان كه شكر او گويند و شاكر نعمت او باشند؟و اين صورت استفهام است و معنى تقرير تا اقرار دهند و از بن دندان گردن نهند و بگويند چنين است.«باء»في قوله «باعلم»زايد است مؤكّد نفى،مثلها فى قولهم:ليس زيد بمنطلق.و«باء»ديگر في قوله: بِالشّٰاكِرِينَ ،تعلّق دارد«بأعلم»،يقال:فلان عالم بكذا و هو اعلم به منك [٣].
ابو سعيد خدري روايت كند كه:ما جماعتى ضعفا [٤]در مسجد نشسته بوديم و از برهنگى چنان بوديم كه بعضى از ما جامۀ بعضى مىپوشيد و يكى از ما قرآن مىخواند و ما سماع مىكرديم.رسول-عليه السّلام-درآمد و بايستاد.چون آن خواننده رسول را بديد خاموش شد.رسول-عليه السّلام-[بر ما سلام كرد و گفت:در چهكاريد شما؟گفتند:اى رسول اللّه قارى از ما قرآن مىخواند و ما سماع مىكنيم] [٥]گفت:الحمد للّه كه در امّت من جماعتى را پديد آوردند كه مرا فرمودند كه با ايشان بنشين و صبر كن.آنگه بيامد و در ميان ما بنشست و خويشتن را در نشستن با ما برابر كرد.آنگه اشارت كرد به دست كه:گرد من حلقه شويد.ما گرد رسول در آمديم.
رسول-عليه السّلام-در ما نگريد و گفت:
أبشروا صعاليك المهاجرين بالنّور التّامّ يوم القيامة ،بشارت باد شما را اى درويشان هجرت كرده به نور تمام روز قيامت،فرداى
[١] .مج،وز،مت،لت:قديم جلّ جلاله.
[٢] .آن:خير.
[٣] .آف+بكذا.
[٤] .مج،وز،مت،لت+مهاجر.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.