روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١ - ترجمه
تَقْتُلُوهُ عَسىٰ أَنْ يَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً [١] ،تا ايشان را فرزند باشد و قرّة العين،و لكن چون مآل كار و انجام به اين جا خواست رسيدن،حقتعالى گفت:پندارى [٢]كه براى اين برگرفتند او را،و اين«لام»را اگرچه«لام»عاقبت مىخوانند،از آن خارج نيست كه«لام»غرض است،جز كه بر مجاز از ره توسّع و مبالغه.نبينى كه آن جايها كه اين«لام»در او استعمال كردند،من قول الشّاعر:
له ملك ينادي كلّ يوم
لدوا للموت و ابنوا للخراب
و قول الآخر [٣]:
و للموت تغدو الوالدات سخالها
كما لحزاب الدّهر تبنى المساكن
و قول الآخر [٤]:
و امّ سمّاك فلا تجزعي
فللموت ما تلدا لوالدة
و امثال اين بسيار است،همه را معنى آن است كه:اگرچه غرض زاينده و قصد بناكننده نه مرگ است يا خراب،و لكن چون در معلوم آن است كه مآل و عاقبت اين مولود مرگ باشد لا محال عاقبت آن بنا خراب باشد على كلّ حال بر وجهى كه در او انخرام [٥]نيايد،ايشان بر سبيل توسّع و تشبيه [٦]،از طريق مبالغه گفتند:
مادر ما را براى مرگ زاده است و جهان براى خراب بنا كردهاند تا پندارى كه غرض در اين هر دو و [٧]اين دو كار بوده است و اين خارج نيست چون از اين بنخواهد گرديدن.پس اگر گويند:«لام»غرض است و لكن نه بر حقيقت،بر توسّع از اين وجه كه ما گفتيم تا مخالف را نرسد كه گويد«لام»عاقبت در كتب نحو و در كلام عرب نيامد،و اين وضعى است كه شما نهادى [٨]براى تقويم و اصلاح مذهب خود، پس بر اين وجه كه ما گفتيم در اين اغراض [٩]بسته باشد.
ابو على گفت:معنى«فتنه»در آيت تشديد تكليف و محنت است كه خداى تعالى تكليف سخت بكرد بر اشراف قريش و سادات عرب به آنكه ايشان را
[١] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٩.
[٢] .آج:پنداريد.
[٤] [٣] .مج،وز+شعر.
[٥] .آج،لب،آف،آن:انحرام.
[٦] .آج،لب:تشبّه.
[٧] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .نهادى/نهاديد.
[٩] .مج،وز،مت،آج،لب،لت:اعتراض.