روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
امر كرد رسول را-عليه السّلام-كه:بترسان به اين قرآن و اعلام كن و انذار اعلام با تخويف باشد آنان را كه ايشان از قيامت و حشر و نشر بترسند و تخصيص ايشان به ذكر براى آن كرد با آنكه پيغامبر-عليه السّلام مأمور است به انذار جملۀ خلايق از مكلّفان كه اينان به انذار و تخويف منتفع [١]باشند و به وعظ او متّعظ شوند،و گفته[اند] [٢]خوف:اين جا به معنى علم است،آنان كه دانند ايشان را با خداى حشرى خواهد بودن و علم در باب خوف بليغتر باشد از ظن و اعتقاد،آنگه گفت:
ايشان را در اين روز،ولى و يارى و ناصرى نباشد و نه نيز شفاعتكننده بدون خداى تعالى [٣]بىاذن او و امر [٤]و رضاى او كس را اين نبود در قيامت،رد كرد به اين جهودان و ترسايان كه گفتند: نَحْنُ أَبْنٰاءُ اللّٰهِ وَ أَحِبّٰاؤُهُ [٥]،ما پسران خدا و دوستان خداييم و نيز بر مشركان: هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ .
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [٦] ،تا باشد كه ايشان بترسند و متّقى شوند و از معاصى اجتناب كنند تا از عقاب من دور شوند.
قوله: وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِيِّ ،عبد اللّه مسعود گفت:
سبب نزول آيت آن بود كه:جماعتى از مشركان قريش به رسول-عليه السّلام- بگذشتند [٧].رسول را ديدند نشسته و به نزديك او صهيب نشسته بود.بلال و خبّاب بن الأرتّ و سلمان [٨]و جماعتى از ضعفا و درويشان و موالى گفتند:يا محمّد،تو به اينان راضى شدهاى از ما و اينان را به بدل ما گرفته،اينان را دور كن كه ما را ننگ آيد كه [٩]با ايشان نشينيم تا ما بياييم و به تو ايمان آريم.و اين بر سبيل مكر و خديعه گفتند تا رسول-عليه السّلام-ايشان را براند و بيازارد و اين گوينده [١٠]خود ايمان نيارد تا رسول تنها ماند.حقتعالى از سرّ ايشان و مكر ايشان رسول را خبر داد و اين آيت فرستاد.
[١] .آج،لب:مشفع.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٣] .مج،وز،مت،مر+يعنى.
[٤] .مج،وز،مت:امروز،مر:امر او.
[٥] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٨.
[٦] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ١٨.
[٧] .اساس:بگزشتند.
[٨] .مج،وز،مت،مر:عمّار.
[٩] .مج،وز،مت،لت،مر:ازآنكه.
[١٠] .مج،وز،مت:گويندگان.