روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٦ - ترجمه
در معنى متقارباند و بر تحقيق فرقى حقيقى نيست،بل چنان است كه قلّلته و اقللته و كثّرته و اكثرته.كسائي گفت:فرق آن است كه«اكذبت»آن باشد كه خبر دهى كه جاء يكذب و كذّبته اذا قلت انّه كذّاب محصول آن است كه كذّب بليغتر مىنمايد از اكذب.
اگر گويند چگونه گفت:فانّهم لا يكذّبونك،ايشان تو را تكذيب نمىكنند،و معلوم است بهضرورت كه ايشان تكذيب كردند رسول را؟گوييم از اين چند جواب است:بر قرائت آنكس كه بتخفيف خواند،صادق-عليه السّلام-گفت معنى آن است كه ايشان چيزى نيارند و شبهتى [١]كه تو را به آن دروغزن كنند و حقّ تو به آن باطل كنند،و بعضى دگر گفتند:معنى آن است كه تو را دروغزن نيابند،چنان كه گويند:سألته فما ابخلته و قابلته [٢]فما اجبنته،أى ما وجدته بخيلا و لا جبانا،فرّاء گفت:معنى آن است كه ايشان تو را با كذب نسبت نكنند كه بر تو دروغى نيازمودهاند اين را كه تو آوردهاى از كتاب و نبوّت منكرند و مىگويند نمىشناسيم و اين قول ضعيف است براى آنكه اين معنى تكذيب باشد.و بر قرائت آنكه به تشديد خواند،معنى آن است كه:ايشان حجّتى نيارند و نتوانند آوردن كه تو را به آن دروغزن كنند،و اين معنى قول صادق است-عليه السّلام-كه در قرائت بتخفيف [٣]برفت.
و وجهى دگر آن است كه:تو را به دروغزن نمىدارند كه ايشان تو را پيش از اين به تصديق [٤]و امانت آزمودهاند و وصف كرده،چنان كه در اخبار آمد كه:كافران رسول را-عليه السّلام-پيش از دعوت نبوّت محمّد امين خوانند [٥]و به اين معروف بود تا ابو طالب-رحمه اللّه-در حقّ او گفت:انّ ابن آمنة الامين محمّدا،و وجهى دگر آن است كه:معنى اين است كه آيت مخصوص است به قومى معاندان كه دانستند كه او راست مىگويد و لكن جحود و عناد پيشه گرفتند و به زبان منكر شدند آن را كه به
[١] .آف:تهمتى.
[٢] .مج،وز،مت،آج:قاتلته.
[٣] .مج،وز،مت:مخفّف.
[٤] .مج،وز،مت،مر:صدق.
[٥] .آج،لب،لت،خواندند.