روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٩ - ترجمه
پشيمانى آنكس كه حكايت از او رود.
عَلىٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِيهٰا ،برآن تقصير كه ما كرديم و تضييع.در ضمير خلاف كردند كه راجع با چيست [١]،بعضى گفتند:راجع است با طاعت،بعضى دگر گفتند:راجع است با ساعت،يعنى قالوا فى السّاعة أى فى القيامة:(يا حسرتنا على ما فرطنا و قصرنا) [٢]محمّد بن جرير گفت:راجع است با صفقت و اگرچه ذكر صفقت نرفته است،چون ذكر خسران رفته است و ربح و خسران در صفقت و بيعت باشد،يقال خسرت صفقته و ربحت صفقته و تعلّق دارد به خسر،و التّقدير: قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ ،في صفقتهم بعضى ديگر [٣]گفتند:«فيها»راجع است با حيات دنيا، و المعنى فرّطنا فى الدّنيا [٤]في اوامر اللّه و نواهيه.سدّى گفت:مراد آن است كه فرّطنا فى عمل اهل الجنّة في الدّنيا،بيانش آن خبر كه ابو هريره و ابو سعيد خدرىّ روايت كنند كه [٥]رسول-عليه السّلام-گفت:فرداى قيامت كه اهل دوزخ درجات و منازل اهل بهشت بينند،گويند: يٰا حَسْرَتَنٰا عَلىٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِيهٰا .
وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزٰارَهُمْ عَلىٰ ظُهُورِهِمْ ،و ايشان بار گران بر پشت دارند.و«أوزار» جمع وزر باشد،و وزر ثقل و گرانى باشد و روا بود كه مراد به ثقل [٦]عقوبات گناه باشد.
سدّى گفت و عمرو بن قيس كه:چون مؤمن از گور برخيزد،شخصى به استقبال او آيد با صورتى هركدام نيكوتر و بوى هركدام خوشتر [٧]،او را گويد:مرا شناسى؟گويد:نه،جز آنكه دانم كه خداى تعالى صورت رويت [٨]نيكو آفريده است و بويت خوش است،او گويد:من عمل صالح توام،ديرى است [٩]كه در دار دنيا من بر تو نشستهام امروز تو بر من نشين،و بر خواند: يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمٰنِ وَفْداً [١٠]،أى ركبانا.و كافر چون از گور برخيزد،شخصى پيش او آيد با
[١] .مج،وز،مت،مر:راجع است با چه.
[٢] .مج،وز،مت،مل+و.
[٣] .مج،وز،مت:دگر.
[٤] .آج،لب+و.
[٥] .آج،لب:از.
[٦] .آج،لب+گرانى.
[٧] .مج،وز،مت+و.
[٨] .آج،لب:خداى تعالى صورتت.
[٩] .وز:ديرست/دير است.
[١٠] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٨٥.