روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
نشان [١]كافران باشد،و نيز متضمّن بشارت و روشنايى چشم است او را به رسالت و نبوّت كه او دعوى مىكرد.
امّا بيت سيوم [٢]كه گفت:
و لقد صدقت و كنت ثمّ امينا
اين عين ايمان است براى آنكه در لغت هيچ فرق نباشد ميان«امنت بك»و «صدّقتك»و ميان آنكه گويند:انّك صادق في دعواك،پس اين ايمان باشد و اگر اين دليل كفر كند يا ليت شعري كه ايمان چه باشد.
امّا بيت چهارم كه گفت:
من خير اديان البريّة دينا
و اقرار به آنكه دين او بهترين دينهاست،هم ايمان باشد و اگر اين كفر باشد پس در جهان ايمان نباشد پس ابيات جمله دليل ايمان او مىكند و اين بيت بازپسين همۀ عقلا دانند كه مجانس آن نيست بل مناقض آن است،و چون او مردى محال است كه در بيتى چند [٣]مناقضه گويد.و قوله: يَنْأَوْنَ ،أى يبعدون من النّأى و هو البعد.
وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ ،«ان»به معنى«ما»ى نافيه است و هر«إن»كه در عقب او«الّا»آيد به معنى«ما»ى نفى باشد. وَ مٰا يَشْعُرُونَ ،«ما»هم نفى است-و نمىدانند كه زيان و هلاك به خود مىكنند.
وَ قٰالُوا إِنْ هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا [٤] ،آنگه حكايت گفتار ايشان كرد كه ايشان گفتند:
إِنْ هِيَ ،و المعنى ما هى،نيست اين زندگانى الّا زندگانى دنيا،يعنى هم اين حيات است كه ما در آنيم.نموت و نحيا،زندهايم اكنون و پس بمريم و پس از مرگ ما را بعثى و نشورى نباشد،آنگه گفت[٦٤-پ]:در آيت دليل است بر اصحاب معارف براى آنكه خداى گفت ايشان خود را در هلاك-كه عقاب دوزخ است-نهادهاند و نمىدانند كه معارف ايشان ضرورى بودى خداى تعالى نگفتى كه نمىدانند، آنگه بر سبيل تعجّب گفت:يا محمّد،اگر بينى [٥]ايشان را در آن حال كه
[١] .لت:شأن.
[٢] .مج،وز،مت:سهام،آج،لب،آن،مر:سيم،لت:سئوم.
[٣] .مج،وز،مت،آج،لب،لت:چند بيت.
[٤] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٢٩.
[٥] .مج،وز،مت،لت،مر:ببينى،لب:نبينى.