روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٩ - ترجمه
كه [١]پس [٢]ايشانند تا به دامن قيامت به قرآن مكلّفند و مخاطبند و اگرچه از روى ظاهر خطاب به [٣]اهل عصر رسول تعلّق داشت. أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ آنگه گفت:شما مىگويى [٤]و گواهى مىدهى [٥]كه با خداى تعالى خدايانند دگر،رسول-عليه السّلام- گفت:
بلّغوا عنّى و لو آية از من برسانى [٦]و اگر همه آيتى باشد و هركس [٧]كه آيتى از قرآن به او رسد فرمان خداى به او رسيده باشد.
حسن بن صالح گفت:مجاهد را پرسيدند كه كس هست كه دعوت رسول به او نرسيده باشد [٨]؟گفت:هركجا قرآن رسيده باشد دعوت رسيده باشد،و قرآن در خود نذير است.آنگه اين آيت برخواند.مقاتل گفت:هركس كه قرآن به او رسيد [٩]اعذار و انذار به او رسيد [١٠].
محمّد بن كعب القرظىّ گفت:هركس كه قرآن به او رسيد همچنان باشد كه رسول را-عليه السّلام-ديده و از او شنيده.آنگه گفت:شما گواهى مىدهى [١١]كه با خداى تعالى خدايانند،و براى آن«اخرى»گفت و آخرين نگفت كه آن را صفت جمع كرد و جمع مؤنّث باشد،و مثله قوله: وَ لِلّٰهِ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ [١٢]،و قوله: فَمٰا بٰالُ الْقُرُونِ الْأُولىٰ [١٣].آنگه گفت:بگو كه من اين گواهى نمىدهم و بگوى كه خدا يكى است و جز يكى نيست و نيز بگو كه من بيزارم از آنچه شما او [١٤]را به انباز او كردهايد.
اَلَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ الْكِتٰابَ ،تا به اين جا از اوّل سوره احتجاج است بر مشركان از اين جا حديث اهل كتاب آغاز كرد و آن جهودان و ترساياناند و مراد به«كتاب» تورات و انجيل است،گفت:آنان كه ايشان را كتاب داديم [١٥]. يَعْرِفُونَهُ ،مىشناسند
[١] .آج،لب+از.
[٢] .آف+پس.
[٣] .مج،وز،لت،مت،مر:با.
[٤] .مج،وز،مت،لب،مل،آف،آن،مر:مىگوييد.
[٥] .مج،وز،مت،آج،لب،مل آف،آن،مر:مىدهيد.
[٦] .مج،وز،مت،مل،آف،مر:برسانيد.
[٧] .مج،وز،مت،لت،مر+را.
[٨] .مج،وز،مت،رسيده است.
[٩] .لب:رسد.
[١٠] .لت،مر:رسيده.
[١١] .مج،وز،مت،آج،لب،آف،لت،آن،مر:مىدهيد.
[١٢] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٨٠.
[١٣] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٥١.
[١٤] .مج،وز،مت،مل،لت،مر:آن.
[١٥] .مل،لت:دادم.