روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤١ - ترجمه
نوشته است،يعنى حكم كرده است به آن بر خود و واجب گردانيده.و مراد به «نفس»در حقّ خداى تعالى ذات او باشد.و اين عبارت است ازآنكه آنجا واسطه در ميان خدا و بنده نيست.چون خواهد كه بر بنده رحمت كند و اين لفظ استعطاف كرد بندگان را و استمالت تا به طاعت او نزديك شوند و روى با درگاه او نهند.
ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:خداى تعالى نوشتهاى نوشت از بالاى عرش و آن اين است كه:
انّ رحمتى سبقت غضبى.
عمر خطّاب از كعب الأحبار پرسيد كه:اوّل چيزى كه خداى تعالى نوشت چه نوشت؟گفت:كتابى نوشت نه به قلم و مداد [١]،بل به زبرجد و لؤلؤ و ياقوت كه [٢]:
انّي انا اللّه لا اله الّا انا سبقت رحمتى غضبى.
سلمان فارسى [٣]-رحمه اللّه-روايت كرد كه خداى را-جلّ جلاله-صد جزء رحمت است [٤]:يكى از آن ميان بر اهل [٥]دنيا [٦]قسمت كرد بر جنّ [٧]و انس و فرشته و وحوش و طيور هرچه ميان ايشان رفته [٨]است و رحمت و شفقت،همه از آن يك جزو رحمت است چون روز قيامت باشد آن يك جزو رحمت پراكنده را ضم كند با ديگران و جمله بر سر گناهكاران بدارد و ايشان را به رحمت بيامرزد قوله: لَيَجْمَعَنَّكُمْ ، «لام»جواب قسمى محذوف است و تقدير آنكه:و اللّه ليجمعنّكم،اين«لام»و اين «نون»مشدّد براى آن تأكيد است و در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه در كلام تقديم و تأخيرى هست و معنى آنكه:ليجمعنّكم يوم القيمة الى الّذين خسروا انفسهم،يعنى جمع كنم روز قيامت ميان شما و ايشان و جمع كنم،ميان اوّل و آخر كفّار تا به هم مجتمع شوند براى روزى كه در آن روز ريبى و شكّى نيست،و قول دوم
[١] .مج،مت،وز،لت،مر:كتابتى نوشت به قلم و مداد.
[٢] .مج،مت،وز+فى.
[٣] .مج،وز،مت،مل،لت:پارسى.
[٤] .وز+چون.
[٥] .مج،مت،وز،مر:ميان اهل.
[٦] .مل+را.
[٧] .آن+و يكى.
[٨] .اساس،مل:رقت،با توجّه به وز،مج تصحيح شد،آف،رأفت.