روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٩ - ترجمه
اى خيالها،و قال تابّطشرّا:
يا عيد مالك من شوق و ايراق [١]
و مرّ طيف على الأهوال طرّاق
و اصل عيد عود بوده است و او را«ياء»كردهاند لكسرة ما قبلها كالميعاد و الميقات و اصلها موعاد و موقات من الوعد و الوقت.
سفيان گفت:روزى كنم [٢]آن روز را كه اندر [٣]او نماز كنيم خليل بن احمد گفت عيد هر روز مجمعى باشد ابو بكر انبارى [٤]گفت براى آن عيد خوانند روز چنين را كه خلق عود كنند از ترح [٥]با فرح نبينى كه اين روز زندانيان را از زندان رها كنند و كودكان را از مكتب و گفتهاند براى آن عيد خوانند اين روز را كه در اين روز هركس با مرتبۀ خود شوند از درويش و توانگر [٦]نبينى اختلاف احوال ايشان در مأكل و ملبس و افعال و احوال،بهرى مضيف و بهرى [٧]مضاف بهرى راحم و بهرى مرحوم،و گفتند:براى آن عيد خوانند كه روزى شريف و بزرگوار است تشبيه به عيد و آن فحلى بود نجيب كريم معروف در عرب كه شتران [٨]نيك را [٩]به او نسبت كنند يقولون ابل عيديّة،قال الرّاعي.
عيديّة طويت على زفراتها
طىّ القناطر قد نزلن نزولا [١٠]
لِأَوَّلِنٰا وَ آخِرِنٰا
،اوّل و آخر ما را،يعنى ما را و آنان را كه از پس ما باشند.
عبد اللّه عبّاس گفت:مراد آن است كه آخر مردمان آن [١١]بخورند چنان [١٢]كه اوّل مردمان. وَ آيَةً مِنْكَ ،آيتى [١٣]و دلالتى و علامتى و حجّتى. وَ ارْزُقْنٰا ،و ما را روزى كن آن،و تو بهتر [١٤]روزىدهندگانى.
[١] .اساس،آج،بم:ابراق،با توجه به مج تصحيح شد.
[٢] .مج،وز،مت،آج،لب،لت،مر:كنيم،مر:گفتيم.
[٣] .مر:در.
[٤] .مت:ابو بكر انبازى.
[٥] .آف،آن:برح.
[٦] .اساس،بم:تو نگر،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .اساس:بهر،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .مج،مت:شتر.
[٩] .مج،مت:نيك باشد.
[١٠] .مج،مت:بزلن بزولا،وز:بزل بزولا.
[١١] .مج،وز،مت،مر:او،چاپ شعرانى(٣٧٢/٤):از آن.
[١٢] .مج،مت:چنانچه.
[١٣] .مت:و آيتى.
[١٤] .مج،وز،مت،آج،لب،مت،مر:بهترين.