روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
دل ما به علم ساكن شود،و بر اين وجه سؤال قوم باشد بر زبان حواريّان.و وجهى دگر در تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا ،آن باشد كه از كلام حواريّان باشد جارى مجراى قول ابراهيم،و لكن ليطمئنّ قلبي،يعنى تا مرا يقين بر يقين بيفزايد و طمأنينه بر طمأنينه و آنچه به دليل مىدانيم به ضرورت بدانيم بر وجهى[٥٢-ر]كه شبهت را در او مجال نباشد. وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا ،و بدانيم كه آنچه تو با ما گفتى راست گفتى. وَ نَكُونَ عَلَيْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِينَ ،و برآن از جملۀ گواهان باشيم.
قٰالَ عِيسَى ابْنُ [١]مَرْيَمَ اللّٰهُمَّ رَبَّنٰا أَنْزِلْ عَلَيْنٰا ،گفت عيسى مريم:بار خدايا و پروردگارا [٢]، أَنْزِلْ عَلَيْنٰا ،فروفرست بر ما خوانى از آسمان. تَكُونُ [٣]لَنٰا عِيداً در جاى صفت مائده است و جواب أَنْزِلْ نيست،چه اگر چنان بودى مجزوم بودى و تقدير آن است كه مائدة كائنة عيدا لنا و مثله قوله: فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي [٤]،اى وارثا لي.و قوله: فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي [٥]،اى مصدّقا لي،و عبد اللّه مسعود و اعمش خواندند:(تكن [٦]لنا عيدا)،به جزم على جواب الامر،تا باشد ما را [٧]عيدى يعنى روزى مبارك مشهور كه ما آن را عيد گيريم و اوّلين و آخرينان [٨]آن را روز بركت و سرور گيرند و اين قول قتاده و سدّى و ابن جريج است.و قولى [٩]ديگر آن است كه روزى كه در او خيرى و عايدتى باشد و نفعى [١٠]ما را در او و اين روزها را كه روز فطر واضحى است در شرع براى آن عيد خوانند كه روز [١١]خير و بركت عايد است با خلقان از ثواب خداى تعالى،و اشتقاق او من«عاد يعود»باشد و عيد نام هر چيزى باشد كه به عادت با تو آيد و عيد هر سال يكدو بار بازآيد و ازآنجا خيال را عيد گويند و انشد الفرّاء:
فوا كبدى من لاعج الحبّ و الهوى [١٢]
اذ اعتاد قلبي من اميمة عيدها
[١] .اساس،مج،وز،مر:عيسى بن.
[٢] .مر:پروردگار ما.
[٣] .اساس،وز:يكون،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٦.
[٥] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٣٤.
[٦] .مج،مت،آج،لب،لت،آن:يكن.
[٧] .لب،آن:مرا.
[٨] .مج،وز،مت:آخريان،آج،لب:آخرين.
[٩] .آج،لب،مر:قول.
[١٠] .مج،وز،مت،مر+باشد.
[١١] .مج،وز،مت،مر:در او،لت:در آن.
[١٢] .لت:النوى.