روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - ترجمه
بذات لوث عفرناة اذا عثرت
فالتّعس ادنى لها من ان أقول لعا
و اعثرت غيري [١]على كذا اذا اطلعته عليه و منه قوله: وَ كَذٰلِكَ أَعْثَرْنٰا عَلَيْهِمْ [٢]،و العثير الغيار السّاطع. عَلىٰ أَنَّهُمَا ،بر آنكه ايشان دو [٣]،يعنى آن دو وصى با [٤]آن دو گواه، اِسْتَحَقّٰا إِثْماً ،مستحق بزه و عقوبت شدند به سوگند دروغ كه خوردند،و معنى آن است كه:چون معلوم شود كه ايشان سوگند به دروغ خوردند، فَآخَرٰانِ يَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا ،دو مرد ديگر از جملۀ ورثه به جاى ايشان بايستند.
مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ ،حفص خواند:«استحقّ»به فتح«تا»و«حا»[٤٨-ر] على الفعل المستوى،و معنى آنكه«استحقّ»أى حقّ و وجب عليهم الاثم،يقال:
حقّ و استحقّ و وجب بمعنى واحد،و باقى قرّاء«استحقّ»خواندند به ضمّ«تا»و كسر«حا»على الفعل المجهول،و معنى قرائت مجهول آن باشد[كه] [٥]:من الّذين استحقّ فيهم و لأجلهم الاثم[و آن وارثان مرد باشند براى آنكه حالف بر مال ايشان سوگند مىخورد،چون سوگند به دروغ بود به سبب ايشان باشد كه مستحق اثم] [٦]گردد فهذا معنى القراءتين اعني قراءة الحفص و قراءة الباقين،و حمزه و ابو بكر و يعقوب و خلف خواندند:«الأوّلين»بتشديد«واو»على الجمع جمع اوّل و فتح«نون»على انّه نون جمع السّلامة،و باقى قرّاء:«الاوليان»به سكون«واو»و«نون»مكسوره على انّها نون التّثنية من بناء افعل التّفضيل،حسن بصرى خواند در شاذّ:«الاوّلان»على تثنية الأوّل.
و در معنى«أوليان»سه قول گفتند:يكى سعيد جبير گفت و ابن زيد:مراد آن است كه دو كس آنان كه بمرده و ميراث اولىتراند،قول دوم عبد اللّه عبّاس گفت و شريح:دو كس كه اولىتر باشند به گواهى يعنى سوگند من قوله: فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ [٧]- الآية قول سهام [٨]زجّاج گفت:دو كس برخيزند از آنان كه اولىتر باشند به آنكه سوگند دهند خصم را يعنى آن دو ترسا كه اوّل سوگند خوردند اكنون سوگند دهند كه
[١] .اساس،لب:غير،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢١.
[٣] .مج،وز،مت:بو،آج،لب:هر دو.
[٤] .آج،لب:يا.
[٦] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٧] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٦.
[٨] .آف:سيوم،مر:سيم.