روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
در ميان بار نسخهاى هست چون بازرگانى خود بكردند بار برگرفتند] [١]و با مدينه آوردند و با [٢]اهل او تسليم كردند.ايشان بار بگشاندند [٣]و آن نسخه بيافتند و برخواندند موافق بود مگر اين اناء سيمين كه بر جاى نبود اين [٤]ترسا را گفتند اين مرد در شام تجارتى كرد و چيزى فروخت،گفتند،نه گفتند:معاوضه كرد با كسى؟گفتند نه گفتند در بيمارى خرجى كرد؟گفتند:نه،روزكى چند بيمار بود.گفتند:اكنون از بار او سيمينۀ در [٥]مىبايد وزنش سيصد درم و به خطّ او نوشته است.ايشان گفتند:ما خبر نداريم و آنچه او به ما داد به شما رسانيديم.به حكومت پيش [٦]رسول [٧]آمدند، خداى تعالى آيت فرستاد يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَيْنِكُمْ .«شهادة»،مرفوع است به ابتداء و«بينكم»،ابو على فارسى گفت:هو من الظّرف المتّسع فيه،يعنى بين ظرف است،باتّساع در جاى اسم نهاد براى آنكه بر حقيقت او از آن ظرف نيست كه تارة اسم باشد و تارة ظرف،كاليوم و اللّيلة و غدو الشّهر و السّنة،لا تقول هذا بين حسن أو واسع كما قلت هذا مكان واسع فلا يجري وجوه الاعراب،و لكن چون اتّساع گردد و آن را جارى مجراى اسم كرد بر توسّع،مجرور كرد آن را با ضافت،و على هذا قراءة من قرأ لقد تقطّع بينكم بالرفع[٤٦-ر]و فسّره بعضهم على الوصل،فقالوا البين من الاضداد يكون بمعنى الفراق و بمعنى الوصال،قال اللّه تعالى: لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ [٨]، أى وصلكم.اين قولى ديگر است در آيت لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ [٩]،بر اين[قول] [١٠]خود اسم صريح باشد و بر ظرف متّسع آمد، قول الشّاعر:
فصادف بين عينيه الجبوبا
و الجبوب الارض و خبر او اثنان باشد على تقدير حذف المضاف و اقامة
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٢] .لت:به.
[٣] .مج،مت،وز،آج،لب،آف،مر:بگشادند،لت:بگشودند.
[٤] .مج،وز،مت،لت+دو.
[٥] .مج،وز،مت،مر:ندارد.
[٦] .لت:نزد.
[٧] .آج،لب+عليه السّلام.
[٩] [٨] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٩٤.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.