روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
مروه-و گرد اين خانه بداشتم هفت فرشته مسلمان مستقيم طريقه [١]را،هركه به من آيد به زيارت اين خانه حقّ او شناخته و گردن نهاده مرا به خداوندى،تن او را بر آتش دوزخ حرام كنم.
اَلْبَيْتَ الْحَرٰامَ ،و آن را براى حرمتش حرام خواند كه هركه پناه با او دهد محترم و محرّم شود،كس او را نيازارد و نرنجاند و تعرّض نرساند [٢]و اگر همه قاتل پدر و برادر او باشد.و سباع و طيور يكديگر را نيازارند تا آهو با شير و گرگ مستأنس باشند [٣]،و كبوتر با باز و چرغ و مرغ به مردم نزديك بود ازآنكه دانند كه كس ايشان را تعرّض نكند و اين از آيات كعبه[است] [٤]و نيز حقتعالى زمين آن و درخت [٥]آن و گياه آن حرام كرد،أعنى از آن حرام تا كسى [٦]خاك او بر نگيرد و درختش نبرد و گياهش نچيند.
قِيٰاماً لِلنّٰاسِ ،ابن عامر تنها خواند:«قيما»على وزن«فعل»و آن مصدر باشد كالسبع و العوج،و«قيام»مصدر قام يقوم باشد،و اصل او قوام بوده است براى آنكه كلمه من ذوات الواو است،و لكن براى كسره فاء الفعل [٧]«واو»را«يا»كردند،و كذلك الصّيام من صام يصوم.پس مراد به قيام،قوام است و قوام و ملاك كار آن باشد كه بر او بايستند.و گفتند:براى آن قيام كردند تا مشتبه نشود به مصدر قاومه [٨]و قواما،چنان كه جاوره جوارا [٩]و حاوره حوارا،قال الرّاجز:
قوام دنيا و قوام دين
و در معنى او چند قول گفتند:يكى آنكه گفتند:امنا لهم،به امن [١٠]ايشان كرد كه ايشان به آن برپاىاند،و گفتهاند:آن كرد [١١]آن را كه مردمان را به آن و عبادت
[١] .آج،لب،لت:مستقيم الطّريقه.
[٢] .لت،مر:نكند.
[٣] .مج،وز،مت:باشد.
[٤] .اساس،آف،آن:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .مج،وز،مت،لت،آن،مر:درختان.
[٦] .مج،وز،مت،لت:كس.
[٧] .اساس،آف:فا بالفعل،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،لت،مر+مقاومه.
[٩] .لت:جاوزه جوازا.
[١٠] .مج،وز،مت:مأمن.
[١١] .مج،وز+كه.