روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
حرم بر بريدى بر او فدا باشد چون مرد محلّ بود.اگر رنجى رساند چنان كه دستى بشكند او را يا سروى صدقه بدهد.
هركه او ملخى بكشد،خرمايى بصدقه بدهد،و اگر ملخ بسيار كشد بر او گوسپندى بود،و اگر در راه او بود بر وجهى كه احتراز نتواند كردن،بر او هيچ نباشد.
و هركه زنبورى يا بيشتر [١]بكشد به خطا،بر او چيزى نبود،و اگر قصد كند صدقه بدهد.و هرچه از موذيات از جملۀ سباع و هوامّ چون شير و گرگ و پلنگ و مار و گزدم [٢]محرم آن را بكشد بر او هيچ نباشد.
و خبرى آوردند از عبد اللّه عمر كه رسول-عليه السّلام-گفت:محرم [٣]رواست كه پنج چيز را بكشد:مار و موش و كلاغ و زغن و سگ گزنده،و به نزديك ما كلاغ را براند،بنكشد [٤].و آنچه از [٥]موذيات ديگر باشد،چون كيك و پشّه و قمّل [٦]،محرم نشايد تا بكشد [٧]،و محلّ را روا باشد.و چون بنده صيدى بكشد [٨]محرم باشد و به فرمان سيّدش احرام گرفته بود،فدا بر سيّد باشد،و همچنين اگر خواجه [٩]فرمايد كه صيد را بكش،فدا هم بر خواجه باشد.
راوى خبر گويد ريّان بن شبيب كه:چون مأمون،رضا را-عليه السّلام-زهر داد و مردم او را در زبان گرفتند،خواست تا آن را تلافى كند.كس فرستاد و پسرش ابو جعفر محمّد بن على التّقىّ را از مدينه بياورد و اكرام كرد و او را به خويشتن نزديك كرد.چون عقل و فضل و علم و ادب و حكمت و رأى و رزانت و رصانت [١٠]و شهامت او ديد با صغر سنّش،رغبت افتاد او را كه دختر به او دهد،در ساز و اهبّت [١١]
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣٣٤/٤):پشهاى.
[٢] .آج،وز،لب،آف،لت،آن:گژدم.
[٣] .مج،وز،آج،لب،لت،آن+را.
[٤] .مج،وز:بنهكشد.
[٥] .اساس،آف،لت،آن:اين،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .مج،وز،آف،آن:كيك و سر اشك و شپش،كه براساس مرجّح مىنمايد.
[٧] .مج،وز،لت+آن را.
[٨] .مج،وز،آج،لب،لت+و.
[٩] .مج،وز:خواجهيش.
[١٠] .مج،وز،مت:صيانت.
[١١] .مج،وز،لت،مت+آن.