روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٤ - ترجمه
مخالطت نبايد كردن و از او هجران و كرانه بايد گرفتن چنان كه از عابد وثن و واجب نباشد در دو چيز] [١]كه يكى را به يكى تشبيه كنند كه آن تشبيه از همه وجه باشد،بل از يك وجه روا باشد،نبينى كه گويد:فلان كالأسد و كالبحر و كالبدر،و محال است[گفتن كه اين تشبيهات هست الّا من وجه واحد،يكى از شجاعت و يكى از سخاوت و يكى از جمال،و از اين گذشته محال است] [٢]كه گويند [٣]،همه چيز مشبّه با مشبّه به ماند.دگر آنكه:به نزديك ما عبادت وثن كفر نيست،علامت كفر است،چه كفر از افعال قلوب باشد و افعال جوارح هيچ كفر نباشد.و روا بود كه شرب خمر از بعضى مردمان در بعضى اوقات چنان افتد كه علامت كفر باشد تا خبر بر ظاهر خود بود-و اللّه اعلم.
و عبد اللّه عمر روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:هركه او در دنيا خمر خورد،[و توبه نكند از آن در قيامت از خمر بهشت محروم باشد.عبد اللّه عبّاس و ابو هريره روايت كردند كه رسول-عليه السّلام-گفت هركه او خمر خورد در دنيا] [٤]خداى تعالى بفرمايد در قيامت تا او را از زهر ماران و گزدمان [٥]شربت دهند كه چون به نزديك دهن برد ناخورده [٦]گوشت رويش در آنجا افتد،و چون خورده باشد همۀ اعضاى او از يكديگر جدا شود و گوشت اندامش متناثر شود چون مردارى كه سالها بر او برآمده باشد و نتن و گندى از او پديد آمد كه اهل جمع به آن رنجور شوند،آنگه بفرمايد تا او را به دوزخ برند الا!و آنكس كه خمر خورد و خمر فشارد يا فرمايد فشردن [٧]و خمر فروشد و خرد [٨]و بردارد [٩]و آنكه [١٠]به خانۀ او برند [١١]،يا بفروشد [١٢]و بهاى آن خورد در إثم و بزه و عار آن[٣٤-ر]راستند [١٣]،و خداى تعالى از[او]روزه و حج و عمره نپذيرد،و اگر بميرد مصرّ برآن توبه ناكرده حقّ است بر خداى تعالى كه
[١] .اساس:ندارد،با توجه به ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مج،وز،مت،آج،لب+به.
[٣] .مج،آج،لب،بم،آن،آف،مر:كژدمان.
[٤] .مر:تا خورد.
[٧] [٥] .آج،لب:فرمايد كه فشارند.
[٨] [٦] .مج،وز،آج،لب،مت،مر:خورد.
[٩] .مج،وز،مت،لت،مر:برگيرد.
[١٠] .مج،وز،آج،لب،مت،آن،لت،مر:آنگه.
[١١] .اساس:براند.
[١٢] .آج،لب،آف:تا بفروشد،وز:يا بفروشند.
[١٣] .مر:برابرند.