روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٣ - ترجمه
مراد تشديد و تغليظ است،كالتّعقيد فى العقد للخيل [١]اذا شدّد عقده،معنى آن است كه سوگند خورد به زبان و به دل تا مفارق باشد سوگند لغو را،و ابو على فارسى گفت:
تفعيل براى آن است اين جا كه خطاب با جملۀ مكلّفان است چون فعل ايشان بسيار است به لفظ فعّل گفت از بناى تفعيل،و مثاله قوله: وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوٰابَ [٢]،چون درها گفت از بناى تفعيل گفت،و اگر يك در بودى اغلقت گفتى.و ممكن باشد حمل كردن غَلَّقَتِ الْأَبْوٰابَ [٣]،را بر تأكيد و مبالغه تا معنى آن باشد كه درها سخت استوار كرد [٤]،دگر گفت:فعّل به معنى فاعل آمده است اگر برآن عمل كنند [٥]تا لازم نيايد كه كفّاره آنجا واجب بود كه تكرار سوگند باشد.اگر گويند:فاعل [٦]از ميان دو كس باشد و بر اين قول [٧]و بر قرائت ابن عامر لازم آيد كه آنكس كه او سوگندى [٨]خورد در كارى كه او مختص باشد و ديگرى با او سوگند نخورد او را كفّاره لازم نيايد، گوييم:اين لازم نيست براى آنكه فاعل بسيار بود كه نه از ميان دو كس باشد چنان كه طارقت النّعل و عافاه اللّه و عاقبت اللّصّ.
على بن الحسين المغربىّ گفت:تشديد را فايدۀ نيكو [٩]هست،و آن آن است كه تا معلوم شود كه آنكس كه اواند [١٠]بار بر يك خبر سوگند خورد گويد:و اللّه لافعلنّ كذا ثمّ و اللّه ثمّ و اللّه،او را بيشتر از يك كفّاره لازم نباشد و در اين خلاف است ميان فقها و اين وجهى نيكوست و حقيقت عقد فى الخيل [١١]و العهد و اليمين باشد براى آنكه مستعمل است در همه على حدّ،واحد و ظاهر استعمال دليل حقيقت كند،قال الشّاعر: [١٢]
قوم اذا عقدوا عقدا لجارهم
شدّوا العناج و شدّوا فوقه الكربا
و اعقدت العسل اذا جعلته منعقدا فهو معقد و عقيد.اكنون بدان كه سوگند منعقد
[١] .مج،مت،وز،لت،مر:الحبل.
[٣] [٢] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٢٣.
[٤] .مج،مت:استوار باشد.
[٥] .مج،مت،وز،آج،لت،مر:حمل كنند.
[٦] .مج،مت:فعل.
[٧] .مج،مت،وز+قرائت.
[٨] .مت:سوگند.
[٩] .مج،مت،وز،لت،مر:نكو.
[١٠] .آج،در حاشيه:چند بار،آن:چند بار،بم،آف:دو
[١١] .مج،مت،وز،لب،لت،مر:الحبل.
[١٢] .مج،مت،وز+شعر.