روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
شما را بر شما حقّى هست،حقّ او رها مكن [١]روزه داريد و روزه گشاييد و نماز كنيد و نيز بخسبيد كه من گاه روزه دارم و گاه ندارم و نماز كنم و بخسبم و گوشت [٢]و جربو [٣]خورم و با زنان خلوت كنم و سنّت و طريقت من اين است،
و من رغب عن سنّتي فليس منّي ،هركه از سنّت من رغبت بگرداند [٤]از من نيست.آنگه جمع كرد قوم را و خطبه كرد [٥]و گفت:
ما بال اقوام ،چه بوده است مردمانى را كه زنان [٦]بر خود حرام كردهاند و طعامهاى لذيذ و بوى خوش و خواب و ساير مشتهيات،امّا [٧]شما را نمىفرمايم كه چون زهّاد ترسايان باشيد،چه از دين من ترك لحم نيست و تحريم زنان و نه اتّخاذ صوامع،و سياحت امّت من روزه است و رهبانيّت ايشان جهاد است، خداى را پرستى [٨]و شرك مياريد به او و حج كنيد و عمره كنيد و نماز به پاى داريد و روزه داريد ماه رمضان و بر استدامت [٩]باشيد آنان كه از پيش شما بودند بتشديد هلاك شدند كه بر خود سخت بكردند،خداى بر ايشان سخت كرد،اينان كه امروز در ديرها و صومعههااند [١٠]بقاياى ايشاناند [١١]،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
زيد اسلم [١٢]روايت كند كه عبد اللّه رواحه را مردى [١٣]مهمانى آمد:عبد اللّه رواحه مشغول شد به شغلى،به وقت شام مهمان را طعام ندادند.او در آمد،گفت:مهمان را طعام دادى؟گفت:نه،گفت:چرا؟گفت:به انتظار تو.او گفت:مهمان را طعام ندادى به انتظار من!اين طعام بر من حرام است،زن نيز گفت:بر من حرام است.
مهمان نيز گفت:بر من حرام است.همه بنشستند [١٤]طعام در پيش نهاده نمىخوردند.
عبد اللّه رواحه چون آن ديد دست بيازيد و گفت: «بسم اللّه» و طعام پيش گرفت و [١٥]بخورد و مهمان را داد [١٦]و اهل او نيز بخوردند [١٧].
[١] .مج،مت،وز،آج،لب:رها مكنيد.
[٢] .مج،مت،وز،مر+خورم.
[٣] .مج،مت،بم،آف:چربوا،آج،لب:چربى.
[٤] .مج،مت،وز،لت،مر:رغبت كند از.
[٥] .وز،لت:خطبهاى كرد.
[٦] .وز،لت،مر+را.
[٧] .مج،مت،وز،لت،مر+من.
[٨] .مج،مت،وز،لت،مر:پرستيد.
[٩] .مج،مت،وز،لت،مر:استقامت.
[١٠] .مج،مت،وز،لت،مر:ماندهاند.
[١١] .اساس:ايشاننند،مج،مت،وز:ماندهاند.
[١٢] .لت:زيد بن اسلم.
[١٣] .مج،مت،وز+به.
[١٤] .مج،مت،و زمان+و.
[١٧] [١٥] .مج،مت،وز،لت+طعام.
[١٦] .مج،مت،وز،لت:بداد.