فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٤ - همراه با دائرة المعارف فقه اسلامى ابراء(١)
مشروط به عدم قصد قربت است، با وجود قصد قربت ديگر هبه نخواهد بود، بلكه صدقه محسوب مىشود، در حالى كه ـ ظاهراً ـ ابراء، مشروط به عدم قصد قربت نيست.
٥. تحليل:يعنى فردى چيزى را حلال كند، خواه حلال كننده شارع مقدس باشد يا كسى كه شارع، اختيار حلّيت را به او سپرده باشد؛ مانند مالك يا ولىّ. موضوع تحليل، گستردهتر از حقوق در ذمّه و حتى اموال مىباشد و به همين دليل، تحليل اعم از ابراء است؛ اگر چه گاهى نتيجه ابراء را دارد.
٦. تصدّق (صدقه دادن):يعنى بخشش مال در راه خير همراه با قصد قربت. گاهى صدقه به معناى عام بر هر معروفى صدق مىكند؛ بنابراين شامل وقف و ابراء نيز مىگردد و گاهى هم به معناى خاص (بخشش مال و تمليك آن به ديگران براى رضايت خداوند) به كار مىرود. طبق اين معنا صدقه دادن مباين ابراء است ولى بين معناى اوّل صدقه و ابراء، رابطه عموم و خصوص من وجه وجود دارد؛ چون ابرا و اسقاط ذمّه ديگران ـ اگر با قصد قربت باشد يا عنوان معروف و كار خير بر آن صدق نمايد ـ صدقه است همچنان كه صدقه دادن اعيان خارجى نيز صدقه محسوب مىشود، درحالى كه لازم نيست ابراء به قصد قربت و يا حتى معروف باشد.
حقيقت ابراء
آيا ابراء عقد و تمليك است تا به قبول نياز داشته باشد يا اين كه اسقاط و ايقاع است كه به قبول نيازى ندارد؟
بين فقيهان معروف است كه ابراء را اسقاط مىدانند نه تمليك (٨). گويا اين مسئله اجماعى است ؛ اگر چه شهيد اوّل (ره) در كتاب قواعد آن را مردد ميان اسقاط و تمليك شمرده است:
«ابراء مردد ميان دو اصل اسقاط و تمليك است، اگر اسقاط باشد به قبول نياز
(٨)قواعد الاحكام، ج٣،ص٨٦؛ الروضة البهيه، ج٥، ص٣٥٩؛ كشف اللثام، ج٧، ص٤٧٢؛ رياض المسائل، ج٧، ص١٦٨.