فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣١ - همراه با دائرة المعارف فقه اسلامى ابراء(١)
راغب اصفهانى مىگويد: «معناى اصلى كلمات «بُرء، بَراء و تبرّى» همان دورى جستن از چيزى است كه همنشينى با آن رنجش آور است» (٢).
با توجه به مشتقات ديگر و استعمالهاى اين واژه مىتوان همين معنا را يافت؛ به عنوان نمونه «برء زيد من دَينه؛ يعنى بدهى از عهدهاش ساقط شد.» به چنين شخصى بَريء، بارىء و بَراء؛ يعنى پاك شده گفته مىشود. اَبرأتُهُ منه و برّأته من العيب؛ يعنى او را بى عيب دانستم. (٣)أبرأه من مرضه إبراءً؛ يعنى او از بيمارى اش رهايى يافت. أبرأته ممّا لي عليه؛ يعنى او را از حقى كه برعهدهاش داشتم آزاد كردم. (٤)
معناى اصطلاحى ابراء
فقيهان به صورت مستقل تعريفى براى واژه ابراء مطرح نكردند، بلكه ضمن بحث در ابواب مختلف فقهى و يا هنگام بيان فرق بين ابراء وديگر معاملات به برخى خصوصيات ابراء اشاره كردهاند. به همين سبب به نظر مىرسد براى ابراء تعاريف مختلفى وجود دارد؛ ولى با دقت در مىيابيم كه هريك از اين تعاريف بيانگر برخى از ويژگىهاى ابراء است كه به حسب مقتضاى بحث مورد نظر مطرح شده است.
مشهورترين تعريفى كه براى ابراء ذكر شده همان «اسقاط ما في الذمّة» مىباشد، يعنى ساقط نمودن چيزى كه در ذمّهـاست. (٥)اين تعريف دو عنصر اساسى دارد : يكى، اسقاط و ديگرى «مافي الذمّه ».
الف. ابراء، اسقاط است.
از تعريف مشهور بر مىآيد كه ماهيت ابراء، اسقاط است نه آن كه تمليك حق يا نقل
(٢)مفردات راغب، ص١٢١.
(٣)المصباح المنير، ص٤٧.
(٤)لسان العرب، ج١، ص٣٥٥.
(٥)شرايع الإسلام، ج٤، ص٢٤٢؛ تحرير الاحكام، ج٥، ص٥٠٢؛ المهذّب البارع، ج٢، ص٥٣؛ مسالك الافهام، ج٥، ص٢٢٦.