فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
العله است ـ زيرا خطا و اشتباه به سبب غضب و خشم و حالات مشابه آن است و نهى از قضاوت در حالت خشم و حالات همانند آن، تعبّد محض نيست، به گونهاى كه عدم اين حالات در صحت و اعتبار قضاوت، شرط است، يا اين حالات مانع تحقق و اجراى قضاوت صحيح مىگردند، چنان كه در قضاوت ستمگر وجائر است. اين شرط فقط براى آن است كه خطا و لغزشى صورت نگيرد، از اين رو اگر در حال خشم يا حالات مشابه قضاوت كرد اما به نظر قضات عادل، حكمش درست بود يا خود قاضى، پس از آن كه خشمش فروكش كرد و اين حالت برطرف شد و به حال عادى برگشت، فهميد درست قضاوت كرده و حكمش با تمامى شرايط شرع و ضوابط قانونى همخوان است، ترديدى در درستى حكم وى نيست، چنان كه صاحب شرائع بدان اشاره دارد:
«اگر در اين حالات قضاوت كرد اما به حق و درست بود، حكم او نافذ و معتبر است».
از اين رو، نهى، بر كراهت حمل مىشود، به ويژه اگر عمل رسول خدا و قضاوت به حقش را در حال خشم بنگريم. ايشان در مورد «زبير» و خصم انصارى اش، نخست عادلانه حكم كرد كه زبير مقدارى از حقش چشم پوشى كند اما وقتى خصم سخنى گفت و پيامبر ناراحت شد، حكم به تمام حق براى زبير كرد. اين ماجرا مربوط به دادخواهى زبير و شخص انصارى در آبيارى زمين است، كه پيامبر فرمود:
«
زراعتت را آبيارى كن، بعد آب را به طرف زمين همسايهات روانه كن»
انصارى گفت: چون پسر عمهات است؟! صورت رسول خدا برافروخت و سرخ شد و فرمود:
«
زبير، زراعتت را آبيارى كن، بعد آب را آن قدر نگه دار كه به پاى ديوار برسد».
قضاوت پيامبر درست بود، گرچه آن قدر ناراحت شده بود كه چهرهاش سرخ گرديد،
(٤٦) مسند احمد، ج٤ـ ٥؛ مسند بيهقى، ج٦، ص١٥٣.