فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٥ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
است و به همين جهت است كه احمد در سگ سياه همين را گفته، متّجه آن است كه همگى قاطع است(سگ و....) و فرق بين عبور كننده و درنگ كننده است، و عبور قاطع است، نه وقوف و حضور، همان طور كه بين اين دو در مرد فرق گذاشته شده است و اين كه عبور او ثواب نماز را كم مىكند، نه حضورش. (٢٠٧)
ابن قدامه نيز براى قول به اختصاص قاطعيت به خصوص سگ سياهى كه هيچ رنگ ديگرى در او ديده نمىشود(كلبٌ أسودٌ بهيم) روايتى ديگر ذكر كرده، كه تطبيق مورد بر كبراى مذكور در بيان وى كاملاً روشن است و آن روايتى است كه مىگويد: اگرنبود كه سگان، امتى از امم هستند، دستور به كشتن آنها مىدادم، پس بكشيد از آنان هر اسود بهيم را، چرا كه او شيطان است(فإنّه شيطان).
ابن قدامه مىگويد: پس تبيين فرمود كه شيطان، سگ سياه خالص است. (٢٠٨)
اگر روايتهاى مذكور، و فهم ابن تيميه و احمد بن حنبل صحيح باشد، وجهى براى اختصاص مذكور وجود ندارد، بلكه بايد گفت: عبور مطلق عابر حتى مرد موجب بطلان است، چرا كه او شيطان است، همان طور كه در برخى اخبار آمده است، از جمله آنچه بخارى و مسلم و ديگران نقل كردهاند كه ابو سعيد خدرى از پيامبر نقل كرد: «هرگاه يكى از شما به سوى سترهاى نماز مىخواند، پس كسى خواست از مقابلش عبور كند، او را دفع كند، پس اگر ابا كرد، او را بكشد، چرا كه او شيطان است(فإنّما هوشيطان).» (٢٠٩)
به اين روايت بر حرمت عبور و جواز قتل عابر و هدر بودن خون او استدلال مىكنند، چرا كه شيطان است، اما عبور او را قاطع نمىدانند. پس يا استفاده كبراى مذكور(كه احمد و ابن تيميه فهميدهاند) باطل است و يا اختصاص بطلان به سگ و مثل آن، و صحيح بطلان فهم ابن تيميه و احمد است، و اين كه اساساً اين روايات از پيامبر صادر نشده، يا معناى آن به درستى فهميده نشده و مراد از قطع، بطلان ظاهرى نماز نبوده است. پس اگر آنان به آنچه تمامى اهل علم گفتهاند، ملتزم مىشدند و سراغ چنين روايت ضعيف و مضامين منكرى نمىرفتند و آن را بر اخبارى كه مورد تأكيد بسيارى از صحابه و عترت طاهره قرار گرفته است، ترجيح نمىدادند، دچار چنين استنباطات بى پايه و اساسى نمىشدند، و خون مسلمانان را به خاطر يك قدم عبور از مقابل نمازگزار مباح نمىدانستند. برخى از شافعيه همين را گفتهاند و نمازگزار را مستوجب قصاص نمىدانند، و اين مطلبى است كه در غالب موارد نهى از منكرات عظيمه و قطعيه نمىگويند و به ناهى اجازه قتل گناهكار را نمىدهند.
گفتيم به برخى صحابه نسبت داده شده كه قائل به بطلان نماز به سبب عبور سگ و زن و الاغ شدهاند، و آنان عبارتند از: ابن عباس و انس و عبداللّه بن عمر و ابو هريره و
(٢٠٧) القواعد النورانيه، ص١٠.
(٢٠٨) المغنى، ج٢، ص٨٢.
(٢٠٩) صحيح بخارى، ج١، ص١٢٨؛ صحيح مسلم؛ سنن ابوداود، حديث ٧٠٠.