فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
خوددارى كرد. (١٩) بعد كه خواب خود را براى پيامبر نقل كرد، پيامبر به او فرمود: «چه باعث شد كه مرا از آن آگاه نكنى؟» عمر گفت: «عبداللّه بن زيد از من پيشى گرفت و من ديگر حيا كردم». سپس رسول خدا به بلال فرمود: «بايست و بنگر عبداللّه بن زيد به تو چه فرمان مىدهد، آن را انجام ده.» از آن پس بلال اذان مىگفت.
ابو بشر مىگويد: ابو عمير به من گفت: انصار چنين مىپندارند كه اگر عبداللّه بن زيد در آن روز بيمار نبود، پيامبر(ص) او رابه عنوان مرؤيتذّن نصب مىكرد.
٢. از محمد بن منصور طوسى از يعقوب از پدرش از محمد بن اسحاق ؛ از محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى از محمد بن عبداللّه بن زيد بن عبدربه نقل است كه او گفت:
پدرم، عبداللّه بن زيد گفت: وقتى رسول خدا دستور داد ناقوسى بسازند تا با صدا در آوردن آن مردم را براى نماز گرد هم آورند. در خواب ديدم كه مردى ناقوس بر دست، دور من چرخيد. به او گفتم: اين ناقوس را مىفروشى؟ گفت: با آن چه مىكنى؟ گفتم: با آن مردم را براى نماز فرا مىخوانم. گفت: آيا تو را به چيزى بهتر از آن راهنمايى كنم؟ به او گفتم: آرى، گفت: بگو: اللّه أكبر، اللّه أكبر، اللّه أكبر، اللّه أكبر، أشهد أن لااله إلاّاللّه، أشهد أن لااله إلاّاللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، حىّ على الصلاة، حىّ على الصلاة، حىّ على الفلاح، حىّ على الفلاح، اللّه اكبر، اللّه اكبر، لاإله إلاّ اللّه.
آنگاه كمى از من دور شد و گفت: به هنگام اقامه نماز چنين مىگويى:
اللّه أكبر، اللّه أكبر، اشهد أن لاإله إلاّ اللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، حىّ
(١٩) آيا در منطق عقل صحيح است كه انسان چنين ررؤيتيايى را كه موجب آرامش پيامبر و اصحاب اوست، به مدت بيست روز كتمان كند، آنگاه (پس از شنيدن آن از عبداللّه بن زيد) چنين بهانه بياورد كه حيا كرده است؟! من خليفه را اجلّ از اين منطق مىدانم. علاوه بر اينكه بين اين حديث و حديث دوم تنافى وجود دارد.