فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - اجازه ولى امر در انجام قصاص آيت اللّه محمد موءمن قمى
المعروف بابن الشاذكونى»؛
«و آنچه در اين كتاب ] فقيه [ از سليمان بن داود منقرى نقل شده، از پدرم كه خدا از او راضى باشد، از سعد بن عبداللّه از قاسم بن محمد اصفهانى، از سليمان بن داود منقرى، معروف به ابن شاذكونى نقل كردهام»
و در اين سخن، اشارتى، بلكه دلالتى است بر اعتماد شيخ صدوق بر اين شخص، با توجه به آنچه او خود در ابتداى كتاب فقيه تعهد كرده (مبنى بر اين كه روايات افراد مورد اطمينان را نقل مىكند)، چه اين كه قدر متيقّن از مفاد تعهّد ياد شده اين است كه وى به درستى رفتار راوى نخست از معصوم(ع) باور دارد، جز اين كه ]با همه اين احوال [ از ابن غضايرى، تضعيف سليمان نقل شده است، چه اين كه او در مورد سليمان نوشته است:
«... الاصفهاني ضعيف جدّاً لايلتفت إليه يوضع كثيراً على المهمات»
«... اصفهانى به طور قطع ضعيف [غير درخور اعتماد [ است و چون روايات بسيارى در مباحث مهم جعل كرده، نمىتوان به گفتههاى وى، اعتماد داشت.»
و خطيب بغدادى نيز، در كتاب تاريخ خويش، نقل كرده كه: سليمان را دروغگو دانستهاند و امور ناپسند ديگرى نيز به وى نسبت دادهاند (٤١)و امّا قاسم بن محمّد، در سند تفسير قمى و كافى و در دو موضع از تهذيب، قاسم بن محمّد است، بدون توصيف او به وصفى از اوصاف، ولى در سند خصال به «اصفهانى» وصف شده است.
در رجال نجاشى چنين آمده است:
«القاسم بن محمد الجوهري كوفي سكن بغداد روى عن موسى بن جعفر عليه السلام له كتاب أخبرنا... عن الحسين بن سعيد عن القاسم بن محمد بكتابه»؛
«قاسم بن محمد جوهرى، كوفى است و ساكن بغداد، از موسى بن جعفر(ع) روايت مىكند. او، كتابى دارد كه آن را... از حسين بن سعيد، از قاسم بن محمد براى ما نقل كرده است.»
(٤١) تاريخ بغداد، ص٤٥، ج٩.