فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
شريعت ثابت است و اصول تشريع جاودانهاند، ولى قالبهاى تفريع و تشريع، ابزارهاى پژوهش و تحقيق، همپاى نيازهاى زمان نو مىشوند. روش استنباط برومند مىگردد و قواعد جديد رخ مىنمايد.
در پرتو اين بالندگى و چهرهنمايى قواعد و مبانى نو، نظام حلال و حرام، مناسب با هر جامعه در پرتو زلال كوثر وحى و كلمات مفسران آن استنباط مىشود. در نتيجه، هم اسلام بر فراز و حاكم بر جوامع مسلمان مىشود و هم حلال و حرام محمد(ص) ابدى، جاودانه و همهگير.
همين نكته باريكتر از مو است كه فقيه بصير و ژرف انديش، مقام معظم رهبرى، حضرت آية اللّه خامنهاى، نخبگان حوزه را به تعبيرى مجدّد از فقاهت فرا مىخواند:
«فقاهت، يك شيوه و روش براى استنباط آن چيزى است كه ما اسمش را «فقه» مىگذاريم، همان چيزى است كه تا اين درس را نخوانيد، ياد نمىگيريد كه چگونه بايد از كتاب و سنّت استنباط كرد. فقاهت، يعنى شيوه استنباط. خودِ دين هم، به پيشرفت احتياج دارد... نمىشود ادعا كرد كه ما امروز ديگر به اوج قله فقاهت رسيدهايم و اينشيوه، ديگر بهتر از اين نخواهد شد.
نه، از كجا معلوم است؟
شيخ طوسى، ملاّى به آن عظمت، فقاهت داشت. فتاواى ايشان را در يك مسأله فقهى ببينيد. امروز كدام مجتهد حاضر است آن گونه بحث بكند؟ آن فتاوا، ساده و سطحى است. مجتهد امروز، هرگز، راضى نمىشود آن طور كار كند و استنباط نمايد.»
واپس ماندگى در فقاهت
دو نگاه به كاركرد دانش فقه و قلمرو آن، وجود دارد:
١. نگاه فردگرايانه: اين نگاه، فقه را دانش تنظيم ارتباط انسان با خدا