فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٤ - تحول موضوعات در فقه سيد مرتضى تقوى
است؟ چرا از اين تحولى كه هم از نظر عقل ممكن است و هم در عمل وقوع دارد، غفلت مىشود، عواملى كه اين غفلت و بىتوجهى را سبب شدهاند بسيارند و ما بدون اين كه ادعاى حصرى در بيان باشد، آنها را بر مىشماريم:
عامل نخست، ثبات و يكنواختى نظام معيشت در گذشته:واحد زمانى براى تحولات بزرگ اجتماعى كه منجر به دگرگونى ژرف در نظام زندگى بشر شدهاند، بسيار فراتر از ماه و سال و قرن است. اين گونه دگرگونيها در دورههاى تاريخى طولانى مدت صورت گرفتهاند و از آغاز تمدّنهاى نخستين بشرى تاكنون، بيش از سه چهار مورد از اين تحولات سرنوشت ساز كه نظامهاى اجتماعى را زير و رو كرده باشند، رخ نداده است. بر مبناى همين تحولات، تاريخ اجتماعى انسان را به سه يا چهار دوره بزرگ تاريخى تقسيم كردهاند كه هر دوره آن هزاران سال طول كشيده است. با هر تحولى از اين تحولات بزرگ، سازمان اجتماعى و شيوه زندگى انسان، كاملاً دگرگون مىشد. مثلاً نوع زندگى كه انسان در دوره چادر نشينى و دامپرورى داشت، هزاران سال به همان صورت ادامه داشت، تا اين كه در نتيجه تحول بزرگى كه به انقلاب كشاورزى موسوم است، آن نوع زندگى عوض شد، و نظام زندگى جديدى هماهنگ با ساختار جامعه كشاورزى جاى آن را گرفت. باز هزاران سال طول كشيد تا در نتيجه تحولى ديگر، بشر به شهرنشينى روى آورد و اقتصاد تجارى را بنا نهاد و نظام معيشتى جديدى را شروع كرد.آخرين تحول بزرگى كه تغييرات بنيادى در زندگى بشر ايجاد كرد و همه سطوح زندگى را دگرگون ساخت، همين انقلاب صنعتى عظيمى است كه از دو قرن پيش شروع شد و بر مبناى آن تمدن جديدى تأسيس گرديد. در پى اين تحول اخير، بسيارى از رفتارها و روابط اجتماعى انسان تحول اساسى پيدا كردند و نظام زندگى در شرايط جديدى قرار گرفت.
از آغاز تدوين فقه شيعه تا پيش از مرحله انقلاب صنعتى، هيچ تحولى كه نظام زندگى را دگرگون كند، رخ نداده بود و جريان امور زندگى همواره در يك بستر و بر